مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤ - علاوه بر انبیاء، مردم نیز در حفظ دین مسؤولیت دارند
انْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ» ما آهن را فرود آوردیم که درآن نیروی دفاعی شدیدی و منافعی برای مردم است، یعنی ایندو را در کنار یکدیگر ذکر میکند «وَ لِیعْلَمَ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیب» و برای اینکه خدا یاران خودش را در دنیا بداند. گفتیم «بداند» یعنی تحقق بپذیرد، چون علم حق تعالی و تحقق اشیاء در مرتبه فعل یک چیز است؛ یعنی: و برای اینکه ناصران دین الهی در دنیا وجود پیدا کنند. اینجاست که اشاره به مسؤولیت خود مردم هم در این زمینه میشود. این خلاصهای بود از آنچه که در جلسه پیش به تفصیل بیشتر گفتیم. حال آیات بعد:
«وَ لَقَدْ ارْسَلْنا نوحاً وَ ابْراهیمَ وَ جَعَلْنا فی ذُرِّیتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْکتابَ» ما قبلًا نوح و ابراهیم را فرستادیم و در نسل ایندو «پیامبری» قرار دادهایم، یعنی در میان ذرّیه اینها افرادی هستند که پیغمبرند، و در میان نسل اینها کتاب را قرار دادهایم یعنی کتابهای آسمانی بر افرادی از نسل این دو نفر فرود آمده است. «فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ کثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقونَ». حساب عالم حساب جبر و اجبار نبوده که مثلًا خدا همه مردم را خوب خلق کند یا لااقل ذریه پیغمبران را خوب خلق کند، ذریه پیغمبران همه خوب باشند، مثلًا ذریههای نوح همه خوب باشند (البته همه مردم به حکم «وَ جَعَلْنا ذُرِّیتَهُ هُمُ الْباقینَ» [١] از ذریه نوح هستند، ولی ذریه ابراهیم که اینجور نیست)، ذریه ابراهیم همه خوب باشند؛ بلکه ذریه پیغمبران هم مثل همه مردم دیگر هستند؛ آنها هم میتوانند خوب باشند میتوانند بد باشند. در عمل هم اینجور بوده، بعضی از اینها مهتدی و راهیافته بودند یعنی از آن چراغی که به وسیله پیغمبران به مردم ارائه شده است استفاده کردند و بسیاری از آنها هم فاسق و منحرف از آب درآمدند.
«ثُمَّ قَفَّینا عَلی اثارِهِمْ بِرُسُلِنا» این سنت، که اینجا قرآن از نوح شروع کرده است، پیدرپی ادامه داشت. جای پای آنها و پشت سر آنها پیدرپی پیامبرانی فرستادیم.
این رشته لاینقطع ادامه داشت. کلمه «قَفَّینا» مصدرش «تقفیه» و از ماده «قفا» است.
«قفا» پشت گردن را میگویند. وقتی که افرادی ردیف و پشت گردن یکدیگر بایستند، مثل یک صف نظامی، چهره هر یک از آنها به پشت گردن دیگری است؛ کأ نّه تمام چهره این شخص در پشت گردن آن دیگری قرار گرفته است. ما در فارسی میگوییم «پشت سر» منتها «سر» چیزی است که شامل جلو میشود، شامل
[١]. صافّات/ ٧٧.