هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٣ - بنيان پاك و ميلاد فرخنده
قلب او بود و وى را درهر كارى الگو و نمونه قرار مىداد.
پيامبر صلى الله عليه و آله نيز برادر زادهاش را از اخلاق نيكويى كه خداوند به او ارزانى مىداشت، سيراب مىكرد. على عليه السلام همواره پيامبر را مىديد كه به تفكّر مشغول است و به آسمان مىنگرد و از پروردگارش هدايت مىطلبد. درهمان روزهايى كه پيامبر در غار حرا به عبادت مىپرداخت، على عليه السلام در عبادتش دقيق مىشد و بدان مىانديشيد و معنى و مقصود عبادت آنحضرت را درمىيافت و به خداى محمّد ايمان مىآورد و با فطرت پاك خويش، كه هيچگاه شرك بدان راه نيافت، هدايت مىشد.
على عليه السلام از نبوغ و ذكاوتى كه زيبنده پيامبران است، برخوردار بود و خطاست اگر بخواهيم ايمان او به خداوند را به زمان خاصّى محدود كنيم. او فطرتاً ايمان داشت. از اين رو نمىتوان وقت معينى را براى ايمان آوردن او درنظر گرفت. پيامبر نيز، هنگامى كه يكى از مسلمانان از وى درباره ايمان آوردن على عليه السلام پرسش كرد همين پاسخ را داد و فرمود:
على كافر نبود تا مؤمن شود.
همچنين امام عليه السلام اين نكته را بيان كرده و فرموده است كه وى هيچگاه خود را به شرك نيالوده است. هنگامى كه وحى بر قلب حضرت محمّد صلى الله عليه و آله فرود آمد و پيامبر به سوى وى آمد تا او را از اين ماجرا آگاه كند، ديدگان دل على عليه السلام بر امر موعود و حقيقت آنچه در انتظارش بود، گشوده شد. امام آن روز ده سال داشت. آرى او انسان ديگرى جز محمّد بن عبداللَّه صلى الله عليه و آله را نمىشناخت كه تمام معانى فضيلت و والايى و صداقت و امانت و مهربانى و احسان به مردم و رسيدگى به حال خويشاوندان در وى جمع شده باشد و او را از ديگران متمايز كند. پس چگونه مىتوانست او را تصديق نكند و پيرو او نگردد؟
روزى پيامبر او را به نماز فراخواند آنحضرت بپا خاست و آداب نماز را فراگرفت و به مسجد الاقصى، قبله نخست مسلمانان، روى كرد و با پيامبر نماز