هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٦٣ - شهادت مرقد و مزار شريف
گرفته تا برمك و فضل بن سهل، پر آوازه و متمايز است. و مأمون در رأس هرم اين رژيم، كه بنيان آن بر نيرنگ و ستم و كشتار استوار شده است، جاى دارد.
بنابر اين چه عاملى او را از پيروى سيره پيشينيانش و تكرار جنايات نياكانش باز خواهد داشت؟ همچنين باورهاى وى در مورد خلق قرآن يا قائل بودن به افضليت امام على عليه السلام بر ساير صحابه يا نظاير آنها، هيچ گاه او را در زمره شيعيان على و آل على جاى نداد، زيرا ادامه حكومت او بر مسلمانان خود بزرگترين جنايت و گناه و سخت ترين طغيان در منطق امام على و شيعيان او به شمار مىآمد، زيرا اين حكومت در واقع نوعى ادعاى ربوبيت و ستيزه با خدا در الوهيتش بود!
از طرفى شيوه برخورد او با مردم و كشتارها و شكنجهها و گسترش فساد از راههاى گوناگون با ساده ترين اصول شيعه اهل بيت عليهم السلام بودن، منافات داشت.
بنابر اين چه عاملى مىتوانست او را از ارتكاب چنين جنايت پليدى در حق خاندان رسالت باز دارد؟!
ما در تاريخ به نكاتى بر مىخوريم كه نشان مىدهد شخص مأمون از طريق دستگاه اطلاعاتى و مخفيانه خود كه شبيه به دستگاههاى جاسوسى كاخ فرماندهى يا رياست در بدترين حكومتهاى ديكتاتورى جهان در عصر ما بوده، كاملًا بر نحوه اجراى نقشه ترور امام رضا نظارت داشته است.
اين نقشه موقعى به مرحله اجرا گذارده شد كه انقلابهاى علويّان در گوشه و كنار سرزمين اسلام يا سركوب شده و يا فرو كش كرده بودند و فلسفه دعوت امام به خراسان نيز پايان يافته بود و ابرها بر فراز بغداد گرد آمده و بنيانهاى انقلاب عبّاسيّان آشكار شده بودند و مأمون براى جلب خشنودى پسر عموهايش بازگشت به بغداد را در سر مىپروراند و شيوه نياكانش در پوشيدن جامه سياه و تقسيم مناصب به خويشان و نزديكانش را از نو آغاز كرده بود.