هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٤ - پيامبر در نبرد با قبايل عرب
وطنشان، مكّه، بيرون راندند، آنحضرت در اشتياق بازگشت به مكّه بود. چرا كه مكّه سرزمين امن و مقدسى در پيشگاه خداوند به شمار مىرفت. از اين گذشته چشم همه اعراب به اين شهر دوخته شده بود.
اما جنگهايى كه در اين هفت سال، تمام توجه و همّ پيامبر را به خود مشغول داشته بود و نيز ضعفى كه پيامبر در يارانش مىديد، آنحضرت را از حركت به سوى مكّه، باز مىداشت.
از اين رو وقتى پيامبر فرصت را مناسب ديد، در انديشه بازگشت به مكّه برآمد و مسلمانان را از تصميم خود آگاه كرد و فرمود: مىخواهد تنها براى اداى مناسك به مكّه رود. ولى مسلمانان با پيامبر خدا همراهى كردند، و از اين رو پيامبر با يكهزار و چهارصد تن از مهاجران و انصار به سوى مكّه رهسپار شد.
امّا كفار قريش دريافتند كه ورود مسلمانان بدون تحمل هيچ آزار و اذيتى به مكّه، شهرى كه سالها پيش از آن رانده شده بودند، موجب شكست وسرافكندگى آشكارى براى قريش خواهد شد.
بنابراين در صدد برآمدند تا از ورود مسلمانان به مكّه جلوگيرى كنند. و جلوداران سپاه خود را به طرف پيامبر و يارانش گسيل داشتند، تا در برابر مسلمانان بايستند. رسول خدا نيز مسير خود را از جاده اصلى تغيير داد تا با اين سپاهيان درگير نشود. كفار وقتى از تغيير مسير پيامبر آگاهى يافتند كه آنحضرت به بلنديهاى «المرار» در پايين مكّه رسيده بود.
آنگاه پيامبر يكى از مسلمانان را به سوى قريش فرستاد، تا بدانها پيغام دهد كه وى براى جنگ نيامده بلكه قصد به جاى آوردن عمره را دارد.
قريش نيز فرستادگانى به سوى آنحضرت روانه كردند، و از وى خواستند تا از تصميم خود منصرف شود. پيش از اين نيز گروهى را براى مقاومت در مقابل پيامبر فرستاده بودند؛ كه مسلمانان آنها را دستگير و همگى را حبس كرده بودند.