هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥ - پس از بعثت
و شهرهاى اطراف آن پيچيد. از اين گذشته فرياد رسالت آنحضرت به گوش برخى از افراد پاك و صالحى كه خواهان حقّ و خير بودند، رسيد و آنان به نداى وى پاسخ مثبت دادند، و با ايمان به آيين او از وى پيروى كردند. بيشترين پيروان دعوت آنحضرت از طبقه تنگدست بودند كه هيچ مال و منالى در اختيار نداشتند.
اما رؤسا و بزرگان عرب، بهرهكشان و ربا خواران و كسانى كه منافعشان با بتپرستى و فساد گره خورده بود، و سنگدلان خشك مغز، دعوت آنحضرت را فتنه و شر تلقى كردند و تصميم گرفتند تمام نيروى خود را براى مقابله با آن كار برند و با هر وسيلهاى به جنگ آن برخيزند.
از اين رو آنان نه تنها از پذيرش آيين آنحضرت سرباز زدند، بلكه در برابر آن موضعى ستيزهجويانه نيز اتخاذ كردند. جبهه آنان كاملًا با جبهه مسلمانان تفاوت داشت. هركس را كه به اسلام مىگرويد آماج فشار و شكنجههاى دردناك خود قرار مىدادند و تلاش مىكردند او را به آيين خرافى و توخالى خود بازگردانند. چه بسيار مسلمانان مستضعف صبور و روشندلى كه به حقّانيت رسالت پيامبر اعتراف كردند و خود را در معرض شكنجه و مجازات قريش قرار دادند؟! چه بسيار برده و كنيزى كه به پيامبر ايمان آورد و خونش به ناحقّ ريخته شد، و خود را فداى دين و ايمانش كرد؟! عمّار، يكى از همين گروه بود كه قريش او را به سختى شكنجه دادند و ياسر و سميّه، پدر و مادرش را، با وضعى فجيع به شهادت رساندند.
استوار و مقاوم در راه رسالت
پيامبر نيز از اين شكنجهها و آزارها، بهره كمى نداشت. هرگاه مىشنيد يكى از يارانش شكنجه شده يا در راه رسالت او مورد آزار قرار گرفته، اندوهگين