هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦١ - على عليه السلام و دوران امامت
را ديدند، موقتاً در برابر اين طوفان سر فرود آوردند و با وى دست بيعت دادند. حتّى آنان براى آنكه بعداً بتوانند از خلافت سهمى ببرند، اولين كسانى بودند كه در بيعت با على عليه السلام از ديگران سبقت گرفتند. امّا دريافتند كه امام با دست اندازى به ستم، خواهان گرفتن حق نيست و به آروزى طلحه و زبير مبنى بر گرفتن امارت كوفه و بصره وقعى نمى نهد. چرا كه مى دانست هر يك از آنان در اين دو شهر پيروان و هوا خواهانى دارند. بدين ترتيب طلحه و زبير بر اميرمؤمنان شوريدند و بيعت او را زير پا نهادند و به خونخواهى كسانى برخاستند كه خود آنها را كشته بودند! آنان همچنين ادعا كردند كه ولى دم خليفه سوّم هستند. بدين گونه گناه بزرگى مرتكب شدند و آتش فتنه و جنگ را در ميان مسلمانان شعله ور ساختند.
در واقع جنگى كه اينان آن را شعلهور كردند، نخستين جنگ خونبار ميان مسلمانان محسوب مى شود.
جنگ جَمَل
ابو بردة بن عوف ازدى از كسانى بود كه از يارى امام در كوفه امتناع ورزيد. هنگامى كه على عليه السلام فاتحانه از بصره بازگشت، متخلفان را به باد نكوهش گرفت و فرمود:
«بدانيد كه مردانى از شما، از يارى من باز نشستند پس من نكوهشگر و خوار كننده ايشانم و شما نيز بايد از آنان كناره گيريد و سخنانى بديشان گوييد كه ناپسندشان آيد تا سرزنش شوند و بدين وسيله حزب اللَّه هنگام آشفتگى و تفرقه باز شناخته شوند».
سپس ابو برده برخاست و پرسيد: امير مؤمنان! آيا كسانى را كه پيرامون عايشه كشته شده بودند و نيز زبير و طلحه را ديدى؟ آنان به چه گناهى كشته شدند؟