هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٨٤ - دانش امام
سالم به در برد. [١]
علم و دانش آنحضرت در مناظره با يحيى بن اكثم كه در ميان دانشمندان معاصر خود بزرگ بود، در پيشگاه خليفه تجلّى كرد. ابن اكثم براى به تنگنا انداختن امام سؤالات دشوارى از او پرسيد: ما اين ماجرا را در فصل آينده بازگو خواهيم كرد.
يكى ديگر از پيشگوييهاى امام هادى آن بود كه جوانى را كه در خنديدن زياده روى مىكرد، اندرز داد و او را از نزديكى وفاتش آگاه ساخت و راستى پيشگويى آنحضرت نيز چندى بعد به وقوع پيوست. گويند: يكى از فرزندان خليفه، وليمهاى بر پا كرد و مردم را بدان فرا خواند. امام هادى عليه السلام نيز جزو ميهمانان بود. ما وارد مجلس شديم و همين كه او را ديديم به احترام آنحضرت زبان دركام كشيديم و سكوت كرديم. جوانى در مجلس حضور داشت كه حرمت ايشان را رعايت نمىكرد و مىگفت و مىخنديد. حضرت به او رو كرد و فرمود: اى جوان دهان را از خنده پر مىكنى و از ياد خدا غفلت مىورزى با اينكه سه روز ديگر در جرگه اهل قبورى؟ گفتيم: اين خود دليلى است (بر امامت حضرت) تا ببينيم چه مىشود جوان از بگو بخند دست كشيد و مؤدّب نشست. غذا خورديم و خارج شديم. فردا جوان مريض شد و روز سوم، در آغاز روز مرد و در پايان روز به خاك سپرده شد. [٢]
در خبرى مشابه از سعيد بن سهل بصرى روايت كردهاند كه گفت: با حضرت هادى عليه السلام در وليمه يكى از مردم سرّمن رأى بوديم، مردى از اهل مجلس بناى بازى و شوخى گذاشت و احترام آنحضرت را پاس نداشت. حضرت به جعفر رو كرد و فرمود: بدان كه اين مرد از اين خوراك نخورد و بزودى خبرى از كسانش
[١] - همان مأخذ، ص ١٤٢- ١٤٤.
[٢] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ١٨٣.