هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٨٢ - دانش امام
بوده است كه حكمت خداوند آن را اقتضا مىكرده. اين علم همچنين از راههاى گوناگونى در اختيار آنها قرار مىگرفته كه برجستهترين اين راهها توارث علم از پيامبر و از پدران پاك و بزرگوارشان بوده است.
در حديثى از امام هادى عليه السلام كه بر اين نكته تأكيد شده، آمده است:
«خداوند نهانِ خويش را بر كسى آشكار نساخت مگر براى فرستادهاى كه خود پسنديد. پس هر آنچه كه نزد رسول است نزد عالم نيز باشد و هر آنچه را كه رسول بر آن آگاه شد، اوصياى او نيز بر آن آگهى يافتند تا مبادا زمين خدا از حجّتى كه با او دانشى است كه بر راستى گفتار و جواز عدالتش دلالت مىكند، خالى نماند». [١]
يكى از ابعاد علم امام عليه السلام، الهام خدا به اوست بر حسب آنچه كه حكمت بالغهاش اقتضا مىكند كه خود فرمود:
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ [٢].
«و در اين البته نشانههايى است براى هوشمندان.»
بدين سان امام به لطف الهام خداوند، زبانهاى گوناگون را مىدانست و در اين باره روايات به حدّ استفاضه رسيده است. از جمله آنكه از على بن مهزيار روايت كردهاند كه گفت: خدمتكار خود را كه اهل «مقلابيه» بود، نزد امام هادى عليه السلام فرستادم. خدمتكار شگفت زده بازگشت از او پرسيدم: فرزند، تو را چه مىشود؟ پاسخ داد: چگونه شگفت زده نباشم كه او (امام هادى) پيوسته با من به زبان ما تكلّم فرمود آن چنانكه گويى يكى از ماست. من خيال كردم او بين مقلابيها زيسته است. [٣]
[١] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ١٧٩.
[٢] - سوره حجر، آيه ٧٥.
[٣] - بحارالانوار، ج ٥٠، ص ١٥١.