هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٦٦ - ج- تقيه حتّى در وضو گرفتن
تا حقيقت كار او بر من معلوم شود.
به او گفته شد: رافضيان در وضو با جماعت (اهل سنّت) اختلاف دارند و وضو را به تفصيلى كه جماعت بدان اعتقاد دارند، نمىگيرند آنان معتقد به شستن پاها در وضو نيستند. او را در اين مورد بيازما آن چنان كه خودش هم پى نبرد. هارون گفت: چنين كنم. اين كار وضع او را روشن مىكند.
هارون مدّتى دست از على بن يقطين برداشت و به او كارى در خانه سپرد.
چون وقت نماز فرا رسيد، على بن يقطين در يكى از اتاقهاى خانه خلوت كرد تا وضو بگيرد و نماز بگزارد. در اين هنگام رشيد در پس ديوار اتاق ايستاد چنان كه مىتوانست على بن يقطين را ببيند و در ضمن خودش را هم از ديد او پنهان نگاه دارد. على آب خواست. سه بار مضمضه و سه بار استنشاق كرد و صورتش را سه بار شست و محاسنش را از هم باز كرد و دستانش را سه بار از انگشتان تا آرنجها شست و سر و گوشش را مسح كرده پايش را نيز شست.
هارون الرشيد ناظر تمام اين صحنه بود. چون شيوه وضو گرفتن على بن يقطين را ديد نتوانست خويشتندارى كند. لذا از مخفيگاه خود بيرون آمد و على او را ديد. هارون بانگ بر آورد: اى على بن يقطين هر كس گمان كند كه تو رافضى هستى، دروغ مىگويد!!
بدين ترتيب موقعيّت على بن يقطين در نزد هارون تثبيت شد. پس از اين واقعه نامهاى از جانب امام موسى بن جعفر عليهما السلام خطاب به على بن يقطين رسيد كه متن آن چنين بود:
از حالا، آن گونه وضو بساز كه خداوند فرموده است. يك بار شستن صورت واجب و بار دوّم به منزله تكميل آن است. دستهايت را از آرنج تا انگشتان بشوى و با ترى حاصل از وضويت جلوى سر و روى پاهايت را مسح كن. اينك