هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٢٨ - امامت و علم پيامبران
به جايى برند؟ هرگز! پس اينان به كدام دليل از خدايى كه اين نور را به بشر بخشيده، بعيد مىدانند كه آن را براى برخى از بندگان برگزيدهاش چند برابر كند؟!
بنابر اين در مىيابيم كه وحى و الهام در چهار چوب سنّتهاى جارى خداوند در ميان مردم جاى دارد و عقل هم آنها را مىپذيرد و دل بدانها آرام مىگيرد.
علم امامان اهل بيت عليهم السلام نيز در دايره همين سنّتهاست. علم اينان يا از وحى سر چشمه مىگيرد و يا از الهام.
علم ائمه عليهم السلام از راههاى زير با وحى ارتباط پيدا مىكند:
اولًا: از كتاب خدا (قرآن كريم) و تدّبر در آيات و تأويل آنها بر حقايق و واقعيات. آيا مگر علوم گذشته و آينده و تفصيل آنچه كه در زمان حال جريان دارد در كتاب خداوند نيامده است؟ و راستى چه كسانى به قرآن سزاوارتر از كسانى هستند كه قرآن در خانههايشان فرود آمده است و علم و دانش آن را از روز نخست با شير مادر نوشيدهاند؟ امامان بسيار سخت شيفته قرآن بودند و آن را فراوان پاس مىداشتند. در هر سه روز و چه بسا گاه در يك روز همه آن را مىخواندند و همواره مىگفتند كه در هر دوره كردن قرآن، از دانش جديدى بهرهمند مىگردند. حتّى آنان از طريق خواندن آيات كريمه قرآن از آفاق گوناگون نيز آگاهى مىيافتند. در حديثى كه از امام صادق عليه السلام روايت شده، آمده است.
«بهخدا سوگند من آنچه را كه در آسمانها و زمين و آنچه را كه در دنيا و آخرت است، همه را مىدانم» و چون ديد كه حالت برخى، از شنيدن اين سخن دگرگون شد، خطاب به بكير بن اعين فرمود: «اى بكير من اين علوم را از كتاب خداوند تعالى آموختم كه خود مىفرمايد: