هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٧٨ - ولادت و دوران زندگى امام سجّاد
كرامتى براى ما از جانب خداوند است».
موضع گيرى آنحضرت در برابر طاغوت و جنايتكار بزرگى مانند يزيد كه از هيچ جنايت زشتى در سالهاى كوتاه حكومتش فرو گذارى نكرد، اوج مبارزه و نمونهاى والا در جهاد با كلمه به شمار مىآيد.
يك بار ديگر نيز، زمانى كه خطيب يزيد در مسجد جامع اموى اهل بيت پيامبر عليهم السلام را مورد دشنام و ناسزا قرار داد، امام سجّاد به پاسخ گويى برخاست و گفت:
«واى بر تو اى سخنران خشنودى مخلوق را به خشم خالق خريدى و دوزخ را جايگاه خود گردانيدى!»
سپس به يزيد نگاه كرد و از او خواست كه بر منبر رود. يزيد چارهاى جز قبول درخواست امام نداشت. چون امام سجّاد عليه السلام بر منبر قرار گرفت آن خطبه بليغ را كه هنوز صداى آن در جهان انعكاس دارد، ايراد كرد.
وقتى طاغوت عراق، حجاج بن يوسف ثقفى، خانه كعبه را ويران كرد امام سجاد عليه السلام به او گفت «اى حجاج! آهنگ بناى ابراهيم و اسماعيل كردى و آن را در كوى و خيابان افكندى و به يغمايش بردى. انگار مىپندارى كه اين ميراث توست». حجاج با شنيدن اين سخنان بر فراز منبر رفت و مردم را سوگند داد كه هر چه بردهاند بازپس بياورند. [١] بنابر اين شجاعت، خوى و خصلت امام چهارم بود امّا شرايطى كه آنحضرت در آن به سر مىبرد، از كمبود انقلاب و شجاعت خبرى نبود. زيرا واقعه كربلا، ضمير امّت را از شجاعت آكنده بود در عوض اين دوران به ويژگى ايمانى كه مرتبط با انقلاب و اهداف ارزشمند آن بود، نياز
[١] - عوالم العلوم، ج ١٨، ص ١٧٩.