هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٧٤ - ولادت و دوران زندگى امام سجّاد
در زير خاكستر به شمار مىآمد كه معاويه با زيركى معروف خويش و با وسايل گوناگون همچون بذل و بخشش اموال و مناصب، به عنوان حق السكوت به آزمندان و خوراندن عسل زهر آلود به آزادگان، اين وضعيّت را ايجاد كرده بود.
جريانهاى سياسى بى صبرانه در انتظار نابودى معاويه بودند از همين رو حادثه كربلا، در واقع جرقهاى بود كه آتش انقلابها را در چهار گوشه جهان اسلام بر افروخت اين حادثه درست در زمانى روى داد كه وارث ابو سفيان و مرد زيرك عرب (معاويه) چشم از جهان بر بست بدين ترتيب، با مرگ معاويه عصر انقلابهاى مخالف «جاهليّت پنهان» آغاز گرديد.
پس از شهادت امام حسين عليه السلام، مدينة الرسول به قيام برخاست و يزيد بن معاويه را از حكومت بر كنار كرد. در مكّه عبداللَّه بن زبير قيام كرد و خواهان خلافت شد. در كوفه، قيامى به رهبرى سليمان بن صرد و سپس به رهبرى مختار صورت پذيرفت. بدين سان، وقوع قيامها و انقلابها ويژگى حيات سياسى حاكم بر كشور اسلامى و شيوه و روش شاخص آن در رويارويى با طغيان و تباهى به شمار مىآمد.
از اين رو مىتوانيم روزگار زندگى امام سجّاد عليه السلام به ويژه اندكى پس از واقعه عاشورا را عصر قيامها و انقلابها نامگذارى كنيم.
انقلاب به خودى خود هدفى مقدّس نيست، بلكه هدف مقدّس همين ارزشهاى والايى است، كه موجبات انقلابها را فراهم مىآورد. وگرنه زيان اين انقلابها فراتر و بزرگتر از سود آن خواهد بود. آيا مگر انقلاب فى نفسه، طغيان عليه نظام حاكم و آشفته ساختن فضاى امنيّت و ايجاد اضطراب و خونريزى نيست؟ البته! بنابر اين انقلاب وضعيتى استثنائى است كه عقلا آن را نمىپسندند امّا همين انقلاب شرعيت و قداست خود را از همان اهداف والايى كه قصد رسيدن و تحقّق بخشيدن به آنها را دارد، كسب مىكند. انقلاب به معنى