هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٦٠ - دوران امامت
امام حسن عليه السلام در چنين شرايط دشوارى چه مىتوانست بكند؟ آيا با سپاهيان خود بايد مانند معاويه رفتار مىكرد، اموال مسلمانان را به آنها بذل و بخشش مىكرد و هر كس را كه از خود گريزان ديد با عسل زهر آلود از ميان مىبرد، يا آنكه روش پدرش را پيش مىگرفت هر چند كه اين امر حكومت او را با سختيها و دشواريها مواجه سازد؟
آنحضرت از حكومت دست شست، چرا كه پى برد كه حكومت نمىتواند وسيلهاى پاك براى تحقّق بخشيدن به اهداف و ارزشهاى رسالت باشد. او وسيلهاى بهتر از حكومت يافت و آن پيوستن به صفوف مخالفان و دميدن دوباره روح مكتب در امّت از طريق پرورش رهبران و نشر افكار و رهبرى مؤمنان راستين مخالف با حكومت و توسعه مبارزه مخالفان بود.
٣- شرطهاى صلح نامهاى كه امام عليه السلام بر معاويه املا كرد و آنها را معيار سلامت حكومت دانست خود گواه آن است كه آنحضرت در انديشه طرح نقشهاى براى رويايى با اوضاع فاسد بوده است، امّا با به كارگيرى وسايل ديگرى جز ابزار حكومت. در برخى از موارد اين صلح نامه آمده است:
١- معاويه بايد به كتاب خدا و سنّت پيامبرش و روش جانشينان صالح آنحضرت حكومت كند.
٢- معاوية بن ابى سفيان نبايد كسى را پس از خود به عنوان جانشين معرفى و تعيين كند، بلكه تعيين خليفه پس از وى بر عهده شوراى مسلمانان است.
٣- مردم در هر كجا كه باشند يا در شام و يا در عراق يا در حجاز و يا در يمن بايد در امن و امان به سر برند.
٤- ياران و پيروان على و اموال و زنان و فرزندانشان بايد از هرگونه تعرض مصون باشند.
٥- معاويه نبايد عليه حسن بن على و برادرش حسين و نيز ديگر افراد