هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٥٧ - دوران امامت
پرچمى است كه بدان شناخته مىشود. به خدا سوگند كه من با نيرنگ فريفته نمىشوم و سختيها مرا دچار ضعف و سستى نمىكند». [١]
همچنين از ابن عبّاس روايت شده است كه گفت:
«در ذى قار بر اميرمؤمنان عليه السلام وارد شدم. او داشت، كفش خود را وصله مىكرد. پس به من گفت: قيمت اين كفش چند است؟ گفتم: قيمتى ندارد. فرمود: به خدا سوگند اين كفش در نزد من از حكومت بر شما محبوبتر است مگر آنكه حقّى را بر پاى دارم يا از باطلى جلوگيرى كنم». [٢]
٢- امام حسن در زمانى مىزيست كه روح ايمان در نزد مردم و به ويژه در قبايل عربى كه به خارج از حجاز رفته و در سرزمينهاى پر خير و بركت پراكنده شده بودند، به غايت تنزّل يافته بود. اين قبايل رسالت خود را يا فراموش كرده و يا هالهاى بى رمق از آن را نگه داشته بودند.
«كوفة الجند» كه در روزگار خليفه دوّم ساخته شد تا حامى سپاه و مركزى براى فتوحات شرقى مسلمانان باشد به صورت مركز كشمكشهاى قبايل و لشكركشيهاى فاسد در آمده. هر كس كه بيشتر مىداد مردم جذب او مىشدند.
البته در اين ميان، قبايل ديگرى نيز بودند كه از اسلام و حقّ و خط مشى انقلابى اهل بيت دفاع مىكردند. امّا بيشتر قبايلى كه در اين سرزمين مىزيستند در پى رسيدن به مال و ثروت بودند تا آنجا كه از پيرامون رهبرى شرعى پراكنده گشتند و همين كه دانستند معاويهاموال مسلمانان را بى هيچ حساب و كتابى به اين و آن مىبخشد، با گردنكشان شامى بناى نامه نگارى نهادند. براى همين است كه شما مىبينيد حتّى پسر عموى امام حسن عليه السلام كه فرماندهى سپاه آنحضرت را
[١] - نهج البلاغه، خطبه ٢٠٠ (طبع صبحى صالح).
[٢] - همان مأخذ، ص ٧٦.