هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٤ - پس از بعثت
قريشيان به نزدش گرد آمدند و از او پرسيدند: ترا چه مىشود؟ گفت: اگر به شما خبر دهم كه دشمن قصد دارد بامدادان يا شامگاهان بر شما بتازد، آيا گفته مرا تصديق مىكنيد؟
گفتند: آرى.
گفت: پس من شما را از عذاب سختى كه در پيش است بيم مىدهم.
سپس ابولهب، يكى از عموهاى پيامبر، برخاست و گفت: نابود شوى آيا به خاطر همين ما را صدا كردى؟
پيامبر بار ديگر با آنان سخن گفت و فرمود:
«اى مردم! ديدهبان هرگز به كسان خود دروغ نمىگويد و اگر من دروغگو هم باشم به شما دروغ نمىگويم. سوگند به خدايى كه جز او معبودى نيست، من فرستاده او به سوى شما و مردم مىباشم. به خدا قسم، شما همانطور كه به خواب مىرويد خواهيد مرد و همانگونه كه از خواب بيدار مىشويد برانگيخته خواهيد شد و به پاسِ كردارهايتان مورد محاسبه قرار مىگيريد. در برابر احسانى كه كردهايد، به شما احسان مىشود و در برابر بدى كه از شما سر زده، مجازات خواهيد شد.
اين بهشت جاودان و اين جهنم ابدى است. بدانيد كه شما نخستين كسانى هستيد كه بيمشان دادم» [١].
ستيز ارزشها
امّا پاسخ قوم عرب چيزى جز جواب ابولهب نبود. آنان از پيامبر كناره گرفتند و او را مسخره كردند و به رسالتش ريشخند زدند. امّا پيامبر استوار و مقاوم و با شيوههاى گوناگون دعوتش را ادامه داد تا آنكه آوازه رسالت او در مكّه
[١] - رسول الإسلام في مكّة، ص ٢١.