هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢١٨ - ويژگيها و فضايل اميرمؤمنان
پيشوايمان را بيشتر بشناسيم و با شناخت او به پروردگار خود نزديكتر شويم.
روزى ابودرداء در ميان ياران پيامبر صلى الله عليه و آله ماجرايى در اين خصوص نقل كرد و از گوشهاى از عبادت شبانه على كه خود شاهد آن بود، سخن گفت.
(از هشام بن عروة از پدرش عروة بن زبير نقل شده است كه گفت: ما همراه با عدّهاى در مسجد رسولاللَّه نشسته بوديم و از شجاعتهاى اهل بدر و نيز از بيعت رضوان ياد مىكرديم و سخن مىگفتيم، ابو درداء گفت: اى جماعت! آيا شما را به كم مالترين مردم و خدا ترسترين و كوشاترين ايشان در عبادت خبر دهم؟! گفتند: او كيست؟ ابودرداء گفت: اميرمؤمنان على بن ابىطالب عليه السلام.
راوى مىگويد: به خدا در ميان حاضران مجلس كسى نبود جز آنكه چهره از ابودرداء بر گرفت. آنگاه مردى از انصار خطاب به او گفت: اى عويمر سخنى گفتى كه هيچ يك از حاضران در مجلس با آن موافقت نشان ندادند! ابودرداء گفت: اى مردم! من چيزى را كه خود ديدهام باز مىگويم شما نيز آنچه را كه ديدهايد باز گوييد. على بن ابىطالب را در بيابانهاى نجار ديدم كه از همراهان خويش كناره گرفته و از كسانى كه در پىاش مىآمدند، خود را نهان داشته و در پشت انبوه درختان نخل خود را پنهان كرده بود. من على را گم كرده بودم و به نظر آمد كه از من بسيار دور شده است. با خود گفتم: او اكنون به منزل خويش رسيده است. امّا ناگهان صدايى حزين و آوازى تأثر آور به گوشم خورد كه مىگفت:
«معبودا چه بسيار گناهان هلاك كنندهاى كه در انتقام جستن از آنها بردبارى پيشه كردى و چه بسيار بى پردگيها كه تو با كرم خويشتن از آشكار شدن آنها جلوگيرى كردى. خدايا! اگر زندگىام در نافرمانى تو طولانى شد و گناهانم در صحيفهها فزونى يافت امّا من به جز به آمرزش تو اميدوار نيستم و به غير از رضوان تو به چيز ديگرى اميد ندارم».