شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٢ - مدافعه امرا آن حجت را به شبهه جبريانه و جواب دادن شاه ايشان را
دزدى شباهتى ندارد اما اين صورت در عالم غيب (در حكم خدا) چنين است.
|
دان كه نبود فعل هم رنگ جزا |
هيچ خدمت نيست هم رنگ عطا |
|
|
مزد مزدوران نمى ماند به كار |
كآن عرض وين جوهر است و پايدار |
|
|
نقل نتوان كرد مر اعراض را |
ليك از جوهر برند امراض را |
|
فعل دزدى را ...: و اين كيفر سارقان مسلح است كه در آيه ٣٣ سوره مائده بيان شده.
احكم حاكمين: داور داوران. گرفته از قرآن كريم است: و أنت أحكم الحاكمين. (هود، ٥٤) كهذانى:
|
و آنكه چون سگ ز اصل كهدانى بود |
كى مر او را حرص سلطانى بود |
|
هركار كه كنى نيك يا بد، به تو باز خواهد گشت، اما آنچه باز مى گردد در شكل چون كرده نيست چنانكه دزد كالا مى دزدد و بر دار مى رود مانند كالا نيست. خدا شحنه را وا مى دارد تا دزد را كيفر دهد تا تو بترسى و كار از روى علم و عدالت كنى پس قضا زاى نامناسب به تو نخواهد داد. حال كه كارهاى آدمى در دنيا بى عوض نمى ماند و شحنه كيفر دزد را مى دهد، چگونه خداى بزرگ جزا يا كيفر را به بنده ندهد. هرچه كردى عوض آن را خواهى ديد. اگر بدى به تو رسد يا رنجى بينى، كيفر كار بد توست نه كار بخت بد. پس خود را گناهكار بشمار و توبه كن و فريب نفس را مخور و توضيح بيشتر در داستان آينده است.