شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٠ - مدافعه امرا آن حجت را به شبهه جبريانه و جواب دادن شاه ايشان را
ريع: فزونى. مازاد.
دخل: درآمد. (نفس يا در انجام وضيفه تقصير مى نمايد، و بر نافرمانى مى افزايد و يا مى كوشد و بهره مى گيرد.) انا ظلمنا:
|
گر در آن آدم بكردى مشورت |
در پشيمانى نگفتى معذرت |
|
(نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٩/ ٢) اغويتنى: نگاه كنيد به: شرح مثنوى، دفتر سوم، ص ٦٥٨.
خلق: خوار، مطرود.
بر سبلت خنديدن: استهزا كردن.
مطلبى است كه به مناسبت بارها در مطاوى مثنوى مطرح شده است آيا برترى هاى عقلانى كسبى است يا فطرى.
|
اختلاف عقل ها در اصل بود |
بر وفاق سنيان بايد شنود |
|
|
بر خلاف قول اهل اعتزال |
كه عقول از اصل دارند اعتدال |
|
براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به: داستان «رنجور شدن اوستاد به وهم» (١٥٦١/ ٣). و به دنبال آن بحث ديگرى كه باز مطرح شده است، آدمى در كارها مجبور است يا مختار. اميران گويند اين تقصير ما نيست كه در استعداد به پايه اياز نمى رسيم و پاسخ مولانا كه درست است قسمت ها از ازل يكسان نيست اما از يك سو راه ها معين است و از سوى ديگر آدمى را اختيار داده اند. اگر زدودن خطا به توبه ممكن نبود آدم «انا ظلمنا» نمى گفت و به توبه روى نمى آورد. قضا حق است و كوشش بنده هم حق است.
|
اين نه جبر اين معنى جبارى است |
ذكر جبارى براى زارى است |
|
|
زارى ما شد دليل اضطرار |
خجلت ما شد دليل اختيار |
|
اگر آدمى در كار خود مجبور بود ترديد در اينكه كدام كار را بكنم بى معنى مى نمود. ترديد در اينكه از دو كار كدام يك بايد كرد، در كارى است كه در اختيار باشد و هيچ گاه