شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٥٩ - مفتون شدن قاضى بر زن جوحى و در صندوق ماندن، و نايب قاضى صندوق را خريدن، باز سال دوم آمدن زن جوحى بر اميد بازى پارينه و گفتن قاضى كه مرا آزاد كن و كسى ديگر را بجوى الى آخر القصه
نيك و بد: كنايت از مراجعه كنندگان گوناگون.
سر: هم به معنى عضو بدن و هم به معنى رئيس است و در اين بيت به معنى اول است و به معنى دوم ايهام دارد چنانكه سودا نيز هم به معنى انديشه هاى گونه گون و هم به معنى بيمارى است.
صدر: بايد آن را سينه معنى كرد. ليكن به معنى ديگر آن كه صدر خانه بزرگان است، تلميح دارد. (چنانكه در سر سوداهاست، در خانه رئيس هياهوهاست و چنانكه سينه پر از وسوسه است، صدر بزرگان پر از غوغا و دسيسه است.) صادر: به در شونده، مقابل وارد. (بزرگان از آمد و شد مردم به خانه آنان، در رنج اند اما ديگر اعضاى آنان نه، نيز وسوسه و تشويش در سينه هاست و ديگر اندام ها از آن رهاست.) شقيق هاى پارين: كنايت از وسوسه ها و انديشه هاى ديرينه و تعبير از آن به شقيق براى آن است كه شقايق زود رويد و زود پژمرده شود.
نو اشكوفه: كنايت از افكار نيك. موقبت هايى كه از عالم غيب به خاطر مى رسد.
نما: باليدن، رشد كردن. (دل مخزن پذيرفتن انديشه هاى نيك و موقبت هاى ربانى است وسوسه هاى شيطانى را از دل دور كن و مواظب آن موهبت ها باش.) ايقاظ: گرفته از قرآن كريم است درباره اصحاب كهف: تحسبهم أيقاظا و هم رقود: آنان را بيدار مى پندارى حالى كه آنان خفته اند (. كهف، ١٨) معمول چيست: چه بايد كرد.
خصم در ده رفت ...: شوهرم در خانه نيست و كسى مزاحم ما نخواهد شد.
سمعه: شنواندن، و ريا نشان دادن كار نيك است خاصه عبادت، كه خواهند به مردم وانمايند من چنين طاعتى مى گزارم و اين هر دو مذموم است. سمعه و ريا معمولا در روز است چراكه در شب كس مواظب عمل كسى نيست. معنى آن در بيت اين استكه اگر شب به خانه من آيى كسى تو را نمى بيند و سخن ما را نمى شنود.
چند با آدم: نتيجه اى است كه از داستان بخصوص بيت هاى اخير در نظر دارد. شيطان نفس در پى به دام افكندن ماست، و برون بردنمان از راه راست. استوارترين دام او زيبايى زنان است. (نگاه كنيد به: بيت ٩٥٦/ ٥)