شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٩٥ - حكايت آن رنجور كه طبيب در او اوميد صحت نديد
معجزه كآن بر جمادى زد اثر: پيمبران براى آشنا ساختن ناقصان با خدا و ايمان آوردنشان بدو، در جمادات اثر مى نهند. چنانكه موسى (ع) از دريا گذشت و رسول ٦ به اشارت ماه را شق كرد.
شق القمر:
|
كافران ديدند احمد را بشر |
چون نديدند از وى انشق القمر |
|
(نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٥٩٨/ ٢) متواريه: (مؤنث متوارى) پنهان، پوشيده.
هيولى: اصطلاحى است يونانى و آن چيزى است كه صورت بر آن تعلق مى گيرد، و جز در تصور، موجود نيست. چراكه هيولى در تحقق نيازمند صورتى است چنانكه در تعريف آن گفته اند: «الهيولى كالمرأة الذميمة تستر وجهها بكمها.» چنانكه زن زشت چهره خود را با آستين مى پوشاند تا ديده نشود هيولا را جز با صورتى نتوان ديد.
|
نيست مانندا هيولا با اثر |
دانه كى ماننده آمد با شجر |
|
و سرانجام مى فرمايد آنچه غذاست و سيرى مى آورد نان است و خمير براى آن نان چون هيولى براى صورت است.
نان بى هيولاى خمير: كنايت از معجزه هاست كه در بيت ١٣٠٠ بدان اشارت كرد كه آن معجزه ها بر دل مى زند و اثر آن بى واسطه جمادات پديد مى گردد. مولانا اين دو معجزه را به نيروى نان كه از خمير به دست مى آيد و نيروى نان بدون خمير تشبيه كرده است. نيروى نانى كه از خمير پديد مى گردد، مادى است و نيروى نان كه بدون خمير به دست مى آيد معنوى است. اثرى كه پيمبران در جمادات مى نهند، براى آن است كه دل حقيقت جويان را آگاه و به خود جلب كنند، اما پيرانى را كه گزيده حق اند، كرامتى است كه اثر آن در دل جوينده پديد مى آيد و او را مست گفتارشان مى سازد.
|
حبذا خوان مسيحى بى كمى |
حبذا بى باغ ميوه مريمى |
|
|
بر زند از جان كمال معجزات |
بر ضمير جان طالب چون حيات |
|