شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٧١ - در آمدن مصطفى
بسته گردنى: كنايت از اسير شدن. (دشمن را اگر اسير كنى به ناچار سر به فرمان خواهد درآورد اما دوست نخواهد شد.) سرگين درون ...: درون سرگين دان، اين بوى خوش كچا و سرگين دان كجا؟
غژغژان: كشان كشان.
آفتاب در دهان درآمدن: تعبيرى است عارفانه از بوسيدن پيمبر چهره هلال را.
گل چرد ...: حال آن تشنه چگونه باشد كه از بى آبى گل نمناك خورد، ناگهان خود را در نهر آب بيند.
مضمون اين بيت ها چنانكه نوشته شد، اساس تاريخى ندارد، اما در آن نكته هاست يكى اينكه دوست به ديدار دوست شاداب است و چون از او دور ماند به رنج مى افتد، ديگر اينكه مؤمنان جنس يكديگرند و آنچه آنان را به سوى حق يا ولى حق مى برد جنسيت است و اين جنسيت را اگر كسى يافت، از رسول ٦ معجزه و نشان نمى خواهد، چنانكه دشمن چون جنس مخالف است، هرچند مقهور شود، دشمنى درونى او از ميان نخواهد رفت. ديگر اينكه دوستى ميان رسو و امت راستين او دو جانبه است، چنانكه هلال شيفته رسول ٦ بود، رسول ٦ نيز بدو علاقه داشت.