شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٥٢ - رفتن پسران سلطان به حكم آنكه الانسان حريص على ما منع ما بندگى خويش نموديم وليكن # خوى بد تو بنده ندانست خريدن به سوى آن قلعه ممنوع عنه، آن همه وصيت ها و اندرزهاى پدر را زير پا نهادند تا در چاه بلا افتادند و مى گفتند ايشان را نفوس لوامة الم يأتكم نذي
|
وارود آن حسن سوى اصل خود |
جسم ماند گنده و رسوا و بد |
|
باده بخش: حضرت حق جل اعلى.
فم گشودن: دهان باز كردن. و در يان بيت مقصود از «فم» دريچه دل است كه بايد تمام به سوى خدا گشوده باشد.
چون رسد باده:
|
هركه كارد قصد گنم باشدش |
كاه خود اندر تبع مى آيدش |
|
|
كه بكارى بر نيايد گندمى |
مردمى جو مردمى جو مردمى |
|
آدما: مطلق انسان مخاطب است. هرچند خطاب به آدم (ع) است.
معنى دلبند: آنچه در كالبد دميده شد. و نفخت فيه من روحي. (حجر، ٢٩) چونكه ريگى آرد شد: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٥١٨/ ٣.
نبيل: تيزهوش. صاحب فضل. بزرگ. (چون ريگ آرد شود و نان گردد. چنانكه براى خليل (ع) شد، پس گندم تنها مايه آرد نيست.) صورت از بى صورت ...: سنخيت كه فيلسوفان آن را ميان علت و معلول معتبر دانسته اند در آفريده هاى حق تعالى لازم نيست چنانكه گاه آنچه را پديد مى آورد با آنچه از آن پديد شده نه تنها سنخيت ندارد، خلاف هم هستند و نمونه آن دود است كه از آتش پديد مى آيد.
كمترين عيب مصور: مصور در اين بيت به معنى ساخته از روى طرح و نقشه است. در بيت پيش آمده بود كه گاهى در آفريده هاى خدا ميان آنچه پديد آمده و آنچه آن را پديد آورده هيچ گونه سخنيتى نيست و معنى پديد آمدن صورت از بى صورت همين است. در اين بيت توضيح مى دهد كه اگر آفريده ها براساس صورت و طرحى پديد آمده باشند از نقص هايى تهى نخواهند بود و كمترين نقص، آنكه پياپى ديدن آنها ملامت مى آورد چرا؟ چون نگرنده از آن طرح و اساس آگاه است، مكرر ديدن آن براى او خستگى آور است در صورتى كه نگريستن به آفريده ها نه تنها ملامت نمى آورد بلكه تحسين برانگيز است كه: فتبارك الله أحسن الخالقين. شارحان هر يك اين بيت را به سليقه و نظر خود