هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٦٥ - ميلاد امام مهدى
و سورههاى «سجده» و «ياسين» را قرائت كردم. در اين حال بودم كه ناگهان نرجس مضطرب از خواب بيدار شد. به طرف او جستم و نام خدا را بر او بردم و آنگاه پرسيدم: آيا چيزى احساس مىكنى؟ گفت: آرى عمّه. گفتم: روح و قلب خود را قوى نگهدار. اين همان چيزى است كه با تو گفته بودم. مرا سُستى فراگرفت و او را زايمان. ناگهان متوجّه صداى سرورم امام زمان شدم.
پرده از نرجس برداشتم. ديدم نوزاد به دنيا آمده و سجدهگاهههاى خويش را بر زمين نهاده و در حال سجده است. او را در آغوش گرفتم. ديدم (بر خلاف ساير نوزادان) تميز و پاكيزه است.
در اين هنگام امام عسكرى مرا بانگ زد: عمّه! پسرم را نزد من بياور. او را خدمت امام عليه السلام بردم. امام دست، زير رانها و پشت بچّه گرفت و پاهاى او را روى سينه خود گذارد و سپس زبان در دهانش گردانيد و دست بر چشمان و مفصلهاى بدن نوزاد كشيد. [١]
پس از ولادت اين كودك، امام حسن عسكرى آداب و رسوم تولّد را به تفصيلى كه در زير مىآيد به اجرا گذارد.
ده هزار رِطل [٢] نان و ده هزار رطل گوشت براى او صدقه داد و سيصد گوسفند نيز به خاطر او عقيقه كرد و از روز تولّد نوزاد آنها را براى بنىهاشم و شيعيان فرستاد. سپس ياران خاص خويش را از ولادت فرزندش و اينكه او پس از ايشان امامت را عهدهدار است، آگهى داد و آنان را فرمود تا اين خبر را در ميان خود مخفى نگه دارند. از محمّد بن حسن بن اسحاق قمى نقل است كه گفت: چون امام زمان به دنيا آمد، مولاى ما امام عسكرى نامهاى به جدّم احمد
[١] - كمال الدين- صدوق، ج ٢، ص ٩٩.
[٢] - رطل واحد وزن و تقريباً برابر با ٨٤ مثقال است.