هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٣٣ - آخرين وصيت
«حماد! اگر در ناحيه خويش در باره مسألهاى دينى اشكالى برايت پيش آمد، آن را از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى بپرس و سلام مرا به او برسان.» [١]
وى در منطقه رى در ميان شيعيان از آوازه بلندى برخور دار بود، اگر چه همواره مىكوشيد مخفى باشد و كارهاى خود را علنى نكند.
آن بزرگوار را وقتى از دنيا رفت، در باغى كه هما نجا بود به خاك سپردند و تا امروز آرامگاهش زيارتگاه شيعيان است.
١٠- عبد اللَّه بن جعفر حميرى. وى شيخ اهل قم و از افراد معروف آنان بود.
كتابهاى زيادى در عرصههاى مختلف نگاشت. حدود سال ٢٩٠ ه به كوفه آمد و مردم آنجا از وى احاديث بسيارى شنيدند. [٢]
١١- على بن جعفر همانى. وى بنابه تعبير برخى، مردى فاضل و پسنديده و از وكلاى امام هادى و امام عسكرى بود. كسى در باره او حديث جالبى نقل كرده كه در آن آمده است:
او در زمان خلافت متوكّل به جرم ارتباط با امام هادى محبوس شد. چون مدّت حبس او دراز گرديد يكى از اميران عبّاسى (عبد اللَّه بن خاقان) را به سه هزار دينار وعده داد تا با متوكّل در باره او سخن بگويد. چون عبد اللَّه با متوكّل در باره شخصى به نام همانى صحبت كرد متوكّل گفت: عبد اللَّه! اگر به تو مشكوك شوم خواهم گفت كه رافضى هستى. و نيز افزود: اين وكيل فلانى (امام هادى) است و من در نظر دارم او را بكشم. چون اين خبر به همانى رسيد، نامهاى به امام هادى نگاشت و گفت: سرورم! خدا را در باره من در نظرگير. به خدا مىترسم كه به ترديد دچار شوم. امام در كاغذى كوچك پاسخ
[١] - حياة الامام العسكرى، ص ١٥٠.
[٢] - حياة الامام العسكرى، ص ١٥١.