هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٢٩ - آخرين وصيت
همچنين روايتهاى فراوانى در اين باره وارد شده كه به ذكر يكى از آنها اكتفا مىورزيم.
احمد بن اسحاق بن سعيد اشعرى روايت كرده است كه: بر امام حسن عسكرى وارد شدم و خواستم در باره جانشينش از وى بپرسم. امّا آن حضرت خود بدون مقدّمه فرمود:
«احمد بن اسحاق! خداوند تبارك و تعالى از زمانى كه آدم را آفريد زمين را از حجّت خدا بر خلقش خالى نگذاشته و تا روز قيامت هم خالى نخواهد گذارد به بركت وجود او است كه بلا از مردم زمين دور مىشود و باران فرو مىبارد و بركات زمين برون مىآيند».
گفتم: فرزند رسول خدا! پس از تو امام و خليفه كيست؟
پس شتابان وارد اتاق شد. سپس بيرون آمد و بچّهاى روى دوش گرفته بود صورتش گويى ماه شب چهارده بود و سه سال از عمرش مىگذشت. سپس امام فرمود:
«احمد! اگر كرامت تو بر خداى عزّ و جل و بر حجّتهايش نمىبود، اين كودكم را به تو نشان نمىدادم. او همنام و هم كنيه رسول خدا و كسى است كه زمين را از عدل و داد پر مىكند پس از آنكه ستم و بيداد پر شده باشد.
احمد! حكايت او در اين امّت همچون حكايت خضر و همانند داستان ذو القرنين است. به خدا سوگند چنان غيبت درازى كند كه هيچ كس از هلاكت در آن رهايى نيابد مگر آنكه خداوند او را بر اعتقاد به امامتش استوار كرده و در طول اين مدّت با دعا براى تعجيل فرجش همراهى نموده باشد». [١]
ب- مرجعيّت خرمندانه دينى:
براى اين امامت كه امتداد رسالت الهى است بايد كيان و موجوديت اجتماعى در جهان وجود داشته باشد. اين كيان شيعيان مخلص وفداكارند.
[١] - حياة الامام العسكرى، ص ٢٦٣.