هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٢٦ - شهادت جانگداز امام حسن عسكرى
آنان نسبت به وجود رهبران دينى محبوبي مثل امام آنها را وا مىداشته كه با اتخاذ اين روش ايشان را تصفيه كنند.
دليل ديگر ما بر اتخاذ اين شيوه از سوى خليفه، طرز بر خورد آنان با امام به هنگام بيمارىاش مىباشد. خليفه به پنج تن از افراد مورد و ثوق خويش گفته بود كه در طول مدّت بيمارى حضرت، همواره با او باشند. وى همچنين عدّهاى پزشك به خاطر آن حضرت طلبيده بود تا وى را شبانه روز همراه باشند ... [١]
علّت اين امر چه بود؟ دو علّت مىتوان براى چنين رفتار شگفت آورى پيدا كرد:
نخست: برائت جستن از مسئوليّت ترور امام در برابر تودهها بر حسب ضرب المثلى كه در ميان سياستمداران معروف است: او را بكش و زير جنازهاش گريه كن ..
دوم: همه مردم و بويژه زمامداران مىدانستند كه ائمه اهل بيت عليهم السلام همواره از احترام بسيار تودههاى مردم بر خوردارند و شيعه بر اين باور است كه امامت در ميان آنان يكى پس از ديگرى منتقل مىشود. و اينك اين امام يازدهم است كه مىخواهد از دنيا رخت بربندد. بنابر اين بايد حتماً او را جانشينى باشد، امّا اين جانشين چه كسى است؟
خلفاى عبّاسى پيوسته مىكوشيدند به هنگام شهادت يكى از ائمه پى ببرند كه جانشين او كيست؟ به همين علّت ائمه عليهم السلام نيز به هنگام احساس خطر بر جانشين خود او را پنهان مىكردند تا وقتى كه خطر از بين برود.
از ديگر سو احاديثى كه در باره حضرت مهدى (عج) وارد شده، از خاور
[١] - حياة الامام العسكرى، ص ٢٦٧ به نقل از ارشاد، شيخ مفيد، ص ٣٨٣.