هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٢٢ - اخلاق و فضايل امام هشتم
نمىآمد، سر از سجده برنمىداشت. [١]
هنگامى كه مأمون، خليفه عبّاسى، والى خود را در مدينه به همراهى امام تا خراسان مأموريت داد، از او در باره حالات امام در راه پرسيد. والى بسيار از درجات عبادت و ذكر و توجّه آنحضرت به خدا سخن گفت. مأمون چون سخنان والى خويش را شنيد، به وى دستور داد كه اين سخنان را از مردم پنهان دارد! از جمله سخنان والى در اين باره به مأمون اين بود كه گفت:
چون صبح فرامىرسيد امام رضا نماز صبح مىگزارد و چون سلام نمازش را مىگفت در جايگاه نمازش مىنشست و خداى را تسبيح مىگفت و مىستود.
تكبير و تهليل مىگفت و بر پيامبر و دودمانش درود مىفرستاد تا آنكه خورشيد سربرمىزد سپس به سجده مىافتاد و تا بالا آمدن روز در همان حال باقى مىماند. سپس به سوى مردم مىرفت و تا نزديك وقت زوال، با آنان سخن مىگفت و اندرزشان مىداد. آنگاه تجديد وضو مىكرد و به جايگاه نماز خويش برمىگشت ...
والى پس از آنكه كيفيت نماز، سجدهها و نوافل آنحضرت را تا وقت عصر، چنان كه در فقه معروف است بيان كرد، گفت سپس: اقامه مىگفت و نماز عصر را بهجاىمىآورد و چون سلام نمازش را مىگفت در همان جاى مىنشست به تسبيح و ستايش و تكبير و تهليل خداوند زبان مىگشود سپس به سجده مىافتاد و در آن حال يك صد بار مىفرمود: «حمداً للَّه».
آنگاه والى ذكر مىكند كه امام عليه السلام چگونه پس از غروب خورشيد نماز مىگزارد و به تسبيح خداوند مشغول مىشد تا آنكه يكسوم از شب سپرى مىگشت و آنگاه به بسترش مىرفت و چون يكسوم آخر شب فرامىرسيد
[١] - بحار الانوار، ج ٤٩، ص ٥.