هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٢ - تعدد زوجات
كنيه جديدى براى آنها برمىگزيد. حتى كودكان را نيز با كنيه صدا مىزد.
از ديگران به خشم دورتر و به خشنودى نزديكتر و نسبت به مردم از ديگران دلسوزتر و سودمندتر بود.
هرگاه در مجلسى حاضر مىشد مىفرمود: «خداوندا پاك و منزهى و ستايش تو راست. گواهى دهم كه معبودى جز تو نيست. از تو آمرزش خواهم و به سوى تو بازگشت مىكنم».
وقتى درميان يارانش حضور مىيافت، به درستى معلوم نبود كه كدام يك از آنان حضرت محمد صلى الله عليه و آله است. زيرا خود را درميان آنان جاى مىداد (جاى ويژهاى براى خود تعيين نمىكرد). امّا بعداً چون تعداد ملاقات كنندگان حضرت رو به افزايش رفت و واردان در پيش رويش مىپرسيدند كه كداميك از شما محمد هستيد؟ براى آنحضرت سكّويى گلين درست كردند. با اين وجود آنحضرت بازهم مىفرمود: من بندهاى بيش نيستم.
پيامبر اسلام خداترستر از همه بود. نسبت به خدا از همگان پرواى بيشترى داشت.
در شناخت خدا از همه داناتر و در طاعت خداوند از همه نيرومندتر و در عبادت خدا شكيباتر و محبتش به خدا از ديگران بيشتر و زهدش از همه زيادتر بود. آنقدر به نماز مىايستاد كه كف پاهايش از كثرت نماز شكافته مىشد. وقتى به نماز مىايستاد اشكهايش روان مىشد. از صداى گريه و نالهاش، زمينى كه روى آن نماز مىخواند مىلرزيد. گاه آنقدر روزه مىگرفت كه گفته مىشد: ديگر افطار نمىكند و گاه نيز روزه نمىگرفت تا جايى كه مىگفتند: او ديگر روزه نمىگيرد. نظافت بدنش را رعايت مىكرد جامهاش پاكيزه بود.
موى سر و محاسنش را مرتب مىكرد و شانه مىزد. دندانهايش را مسواك مىكرد و بوى خوش به كار مىبرد بطورى كه از دور نيز بوى خوش او را درمىيافتند. شخصى كه با وى همنشينى يا مصافحه كرده بود به نيكى شناخته