هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٢٦ - بخشندگى و جوانمردى امام ١
٥- مصادف، دربان امام صادق، مىگويد: در ميان مكّه و مدينه با ابو عبداللَّه همراه بودم. به مردى كه در زير يك درخت نشسته بود برخورديم. امام فرمود:
راه خود را به طرف اين مرد كج كن. من مىترسم كه او تشنه باشد. ما به طرف آن مرد راه خود را كج كرديم. ديديم كه او مسيحى است و مويى بلند دارد.
امام عليه السلام از او پرسيد: آيا تشنه هستى؟ مرد پاسخ داد: آرى. امام به من فرمود:
فرود آى و سيرابش كن. پس من آمدم و سيرابش كردم و مجدداً سوار شديم وبه راه افتاديم. به آنحضرت عرض كردم: آن مرد مسيحى بود آيا براى يك مسيحى كار مىكنى؟! فرمود: اگر در چنين حالتى باشند، بله.
٦- امام صادق در آن روزى كه اشجع سلمى، شاعر ملهم، نزد وى آمد بيمار بود. اشجع در كنار امام نشست و از احوالش پرسيد. حضرت به او فرمود: از بيماريم بگذر، بگو براى چه آمدهاى؟
شاعر گفت:
ألبسك اللَّه منه العافيه
فى نومك المعترى وفى ارقك [١]
يخرج من جسمك السقام كما
اخرج ذل السؤال من عنقك [٢]