هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥١٣ - كرامتها و شهادت امام زين العابدين
خداوند اطاعتش را بر من و تمام مسلمانان واجب كرده است». [١]
٣- شيخ طوسى يكى ديگر از كرامتهاى امام زين العابدين را چنين نقل مىكند: على بن الحسين به قصد گزاردن حج، عازم مكّه شد و در صحرايى ميان مكّه و مدينه به مردى بر خورد كه او هم در سفر بود. آن مرد به امام گفت: فرود آى. امام از او پرسيد چه كارى دارى؟ مرد پاسخ داد. مىخواهم تو را بكشم و هر چه همراه دارى بر دارم. امام سجاد به او فرمود: من آنچه را كه همراه دارم با تو تقسيم مىكنم و تو را از خود حلال مىكنم. دزد گفت: نه. امام فرمود: پس از آنچه همراه دارم مقدارى اندك باقى گذار تا بدان به مكّه برسم. امّا دزد نپذيرفت. امام از او پرسيد: خدايت كجاست؟ دزد پاسخ داد: خوابيده.
ناگهان دو شير درنده نمايان شدند كه يكى سر مرد را گرفت و ديگر پايش را. آنگاه امام سجاد عليه السلام فرمود: پنداشتى كه خدايت خوابيده و از تو غافل است؟! [٢]
٤- يكى ديگر از كرامتهاى آنحضرت هنگام وفاتش آشكار شد. وى در روز ٢٥ يا ١٨ ماه محرم سال ٩٤ ه در اثر زهرى كه امويّون به وى خورانيدند، به شهادت رسيد. در اين سال گروهى از فقها نيز از دنيا رفتند چنان كه اين سال را سنة الفقها (سال فقها) نام نهادند. به نظر من هيچ بعيد نيست كه رژيم اموى در روزگار فرمانروايى وليد بن عبد الملك، مخالفان خود را كه از فقهاى بزرگ بودند و كسانى همچون سعيد بن مسيب و عروة بن زبير و سعيد بن جبير در ميان آنها جاى داشتند، به وسيله زهر از ميان برداشته باشد. در كتابهاى تاريخى آمده است كه در اين سال تمام فقهاى مدينه چشم از جهان فرو بستند. [٣]
[١] - بحارالانوار، ج ٤٦، ص ٤٦.
[٢] - همان مأخذ، ص ٤١.
[٣] - همان مأخذ، ص ١٥٤، به نقل از تذكرة الخواص چاپ (ايران) ص ١٨٧ و نيز تاريخ ابن عساكر.