هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٧٥ - موضع گيريهاى تابناك
و خواستار سرزمين پدرت شد. من مىخواهم او را با زهر از ميان بردارم تا مردم و كشور را از شرّ او آسوده سازم.
پادشاه روم آن زهر كشنده را براى معاويه فرستاد و معاويه نيز آن را به وسيله جعده، همسر خيانتكار امام حسن عليه السلام، كه به خاندانى بد كار انتساب داشت، [١] به آنحضرت نوشانيد.
چهل يا شصت روز از نوشيدن زهر گذشت وقتى آنحضرت تمام بوصاياى خود را به برادرش امام حسين باز گفت و دانست كه مرگش فرا رسيده است، با خداوند به راز و نياز پرداخت و گفت:
«بار خدايا من خود را در بارگاه تو مىپندارم. اين گرانترين حالت بر من است كه تا كنون بمانند آن دچار نيامدهام. خداوندا مرگم را با من مأنوس گردان و تنهايىام را در آرامگاهم با من انس ده. شربت او (معاويه) در من اثر گذاشت به خدا سوگند او به وعدهاى كه داده بود وفا نكرد و آنچه را كه گفته بود، راست نبود».
آنگاه تا هنگام پيوستن به «رفيق اعلى» آياتى از قرآن مجيد را زمزمه كرد.
درود خدا بر او باد.
تشييع پيكر پاك آنحضرت
مدينه منوره براى تشييع جنازه فرزند دختر گرامى رسول خدا صلى الله عليه و آله، كسى كه از هيچ اقدامى در جهت مصالح آنان فرو گذار نكرد، به پاخاست. تشييع كنندگان پيكر پاك آنحضرت را بر دوش گرفتند و او را به حرم نبوى مىبردند تا او را در آنجا به خاك سپارند يا بنابر وصيّتى كه امام عليه السلام كرده بود با او تجديد ميثاق كنند. عايشه نيز بر استرى سياه و سفيد سوار بود و از بنى اميّه خواست كه
[١] - پدر جعده در قتل اميرمؤمنان و برادرش در قتل امام حسين مشاركت داشتند.