هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٥٤ - دعا استراتژى مبارزه
كه بر تو وارد شد موانع سر راه او را برداشتى ...».
«معبودا! و اينك من با خواسته خود (در گاه) تو را قصد كردم، و در فضل تو را دست خواهشم كوبيد، و قلبم با خشوع و خوارى با تو راز و نياز مىگويد، و هم خود تو را بهترين شفيع خويش به درگاهت يافتم، تو خواهش مرا مىدانى پيش از آنكه به انديشهام خطور كند يا در خاطرم راه يابد، پس خدايا خواستهام را به اجابت وصل كن، و خواهش مرا با رسيدن به حاجتم قرين گردان».
«خدايا! كژى فتنهها ما را در بر گرفت، و سرپوش حيرت بر ما چيره گشت، و فرو مايگان و حقيران ما را درهم كوفتند، و آنان كه در دين توبه ايشان اطمينان نبود بر ما حاكم شدند، و آن كه حكم تو را معطل گذارد كارهاى ما را به ستم ربود، و در نابودى بندگانت و در تباه ساختن ديارت كوشيد ...».
«خداوندا! فيىء ما پس از تقسيم دست به دست گشت، و امارت ما پس از مشورت ياوه شد، و پس از انتخاب امّت به منزله ميراث در آمديم، آنگاه باسهم يتيم و بيوه زنان (اسباب) موسيقى و نوازندگى خريدارى شد، و در گزينش مؤمنان اهل ذمه اختيار دار شدند. و فاسق هر قبيله كارهاى آنان را بر عهده گرفت، پس مدافعى ايشان را از هلاكت باز ندارد، و پاسبانى به ديده رحمت به آنها نَنِگرد، آن كه داراست جگرى سوخته از تشنگى را سير نكند، ايشان صاحبان متاعىاندكند در سرايى تباه شده، و طلايهداران مسكنت و بيچارگىاند، و خلفاى اندوه و ذلّت ...». [١]
«معبودا! كشتِ باطل درو شد، و نهايت آن در رسيد، و ستونهاى آن استوارى يافت، و پارههايش فراهم آمد، و جوانهاش زود سر برزد، و شاخهاش
[١] - اين قسمت از دعا نشانگر وضع آسفبار مردم در آن برهه و علت شيوع فساد در ميان آنهاست.