هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٠٠ - صفات و كرامات امام حسن عسكرى
و حيوانات فرو مىنشست و به كنارى مىرفتند تا آن حضرت سوار مىشد و مىرفت».
شاكرى در توصيف امام مىافزايد: «در محراب مىنشست و سجده مىكرد در حالى كه من پيوسته مىخوابيدم و بيدار مىشدم و مىخوابيدم در حالى كه او در سجده بود، كم خوراك بود. برايش انجير و انگور و هلو و چيزهايى شبيه اينها مىآوردند و او يكى دو دانه از آنها مىخورد و مىفرمود: محمّد! اينها را براى بچّههايت ببر. من گفتم: تمام اينها را؟ او فرمود: آنها را بردار كه هرگز بهتر از اين نديدم.» [١]
هنگامى كه طاغوت بنى عبّاس آن حضرت را در بند انداخت، بعضى از عبّاسيان به صالح بن وصيف كه مأمور زندانى كردن امام بود، گفت: بر او سخت بگير و او را آسوده مگذار. صالح گفت: با او چه كنم؟ من دو تن از بدترين كسانى را كه توانستم پيدا كنم، يافتم و آنها را مأمور وى ساختم و اينك آن دو در عبادت و نماز به جايگاهى بزرگ رسيدهاند. سپس دستور داد آن دو تن را احضار كنند، از آن دو پرسيد: واى بر شما! شما با اين مرد (امام حسن) چه كرديد؟ آن دو گفتند: چه توانيم گفت درباره مردى كه روزها روزه مىدارد و تمام شب را به نماز مىايستد و با كسى هم سخن نمىشود و به كارى جز عبادت نمىپردازد. چون به ما مىنگرد به لرزه مىافتيم و چنان مىشويم كه اختيارمان از كف بيرون مىشود! [٢]
همه از ارزش و نهايت كرامت آن حضرت در پيشگاه پروردگارش آگهى داشتند، تا آنجا كه معتمد خليفه عبّاسى وقتى در آن شرايط بحرانى و نا آرامى كه
[١] - سيرة الائمة الاثنى عشر، ص ٢٥٣.
[٢] - همان مأخذ، ص ٣٠٩.