هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٦٥ - زندگى امام هادى عليه السلام
اين پاسخ به تركان دستور داد كه زبانش را از پس گردنش بيرون آورند. آنها نيز چنين كردند و ابن سكيت به شهادت رسيد.
٥- در يكى از روزهاى بهار، كه آسمان صاف و هوا گرم بود، مردم در يكى از مناسبتهاى رسمى بالباسهاى تابستانى از خانههاى خود بيرون آمدند. امام هادى عليه السلام نيز با پوشيدن جامهاى زمستانى از خانه بيرون آمد. چون به ميان صحرا رسيدند، ابرى پر باران ظاهر شد و بارانى سخت باريدن گرفت و هيچ كس جز امام هادى از شرّ باران و گل در امان نماند. بدين وسيله بسيارى از مردم به سوى او و دانش حضرتش راهنمايى شدند.
اين گونه بود كه آنحضرت عليه السلام مىكوشيد خود را با محيط ناگوار عصر متوكّل هماهنگ سازد تا بتواند از موقعيّت مثبتى كه در جهت مصلحت دعوت الهى براى او فراهم مىآيد، بهرهبردارى كند و اين كار البته با حكمت خردمندانه و استقامت و بردبارى وى در راه خدا امكان پذير مىشد.
امّا متوكّل، در واپسين روزهاى عمر خويش، تصميم گرفته بود آنحضرت را از ميان بر دارد، لكن خدا بدو رخصت نداد و به عمر وى در يك شورش خونبار، پايان داد.
در كتاب جزامه آمده است چون متوكّل، امام هادى را حبس كرد و او را به على بن كركر سپرد، امام به او گفت: من در نزد خدا از شتر صالح گرامىترم تَمَتَّعُوا فِي دَارِكُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ [١].
«سه روز در خانه خويش كامروايى كنيد كه اين وعدهاى است صادق.»
چون روز بعد فرا رسيد، على بن كركر او را آزاد كرد و به او معتقد شد. در روز سوّم افرادى به نامهاى يا غزو تاشى و معطوف بر متوكّل هجوم برده او را
[١] - سوره هود، آيه ٦٥.