هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٠٥ - پس از مأمون
اسلام و كشور روم بود كه در آن هنگام امواج درگيرى و كشمكش در آن بالا گرفته بود و مأمون براى فرونشاندن اين درگيريها شخصاً بدانجا رهسپار شده بود تا آنكه سرانجام مسلمانان پيروز شدند.
مأمون، خصوصاً در مورد علويها به برادرش معتصم سفارشها كرد و به او گفت: اينان پسران عموى تو از نسل اميرالمؤمنين على هستند. با آنها خوشرفتار باش و از گنهكارشان بگذر و به آنان توجّه كن و در هر سال صلههاى آنها را قطع مكن كه حقوق اينان از چند جهت واجب مىشود.
در اواخر تابستان و در شب دوازدهم ماه رجب از سال ٢١٨ ه مأمون عبّاسى جهان را بدرود گفت و در ناحيه طرسوس به خاك سپرده شد و معتصم زمام حكومت را به دست گرفت. او كه از هر وسيله ممكن در جهت تثبيت پايههاى حكومت خويش استفاده مىكرد، در اين انديشه افتاد كه امام جواد داماد خليفه سابق و سرور شيعيان است و شيعه نيز در ميان مردم از قدرت بسيارى بهرهمند است. بنابر اين شايد از ناحيه او خطرى متوجّه حكومت شود. در پى اين انديشه، معتصم امام جواد را از مدينه به بغداد آورد. تنها به اين علّت كه آنحضرت تحت مراقبت شخصى وى قرار گيرد.
بدين ترتيب امام براى بار دوّم به بغداد آمد و به دور از سياست و كاخ و پادشاهى به رتق و فتق امور مردم همّت گماشت.
اين اقامت امام جواد عليه السلام در بغداد از تاريخ ٢٨ محرم سال ٢٢٠ ه آغاز شد و تا تاريخ ٢٩ ذى القعده همان سال ادامه يافت. در اين تاريخ بواسطه زهرى كه به اشاره معتصم باللَّه، خليفه عبّاسى، به آنحضرت خورانيده شد امام به شهادت رسيد.