هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٤٣ - امام رضا و مبارزه با فساد
دولتمردان و افراد نزديك به دستگاه آنها شايع و حاكم بود، نيز افزود. نظام خود براى سرگرم ساختن دولتمردان از توجّه و پرداختن به حقايق تلخى كه مسلمانان در آن به سرمىبردند، بدين حالت دامن مىزد. اگر تا ديروز خاندان برمك، شهسواران اين ميدان بودند، اينك خاندان سهل جاى آنان را گرفتهاند و آنچه برخى مؤرّخان در باره ازدواج خليفه با پوران و اسراف و تبذيرهايى كه در اين ميانه به انجام رسيده بود، مىگويند خود بر اين نكته گواهى مىدهد.
امام رضا و مبارزه با فساد
هنگامى كه در سوره هود يا ديگر سورههاى قرآنى كه داستان رسالت پيامبران سلف را بازگو مىكند مىانديشيم، در مىيابيم كه تمام پيامبران در مقابل فساد و بويژه فسادى كه در ميان قومشان شيوع داشت، به مبارزه برخاستند. آنان هر فساد سياسى يا اجتماعى يا اقتصادى و يا فكرى را منتهى به گمراهى و شرك و كفر قلمداد مىكردند و از همينرو خدا را به ياد مردم مىآوردند و آنها را از عذاب خداوند در دنيا و عقابش در آخرت بيم مىدادند، زيرا اين شيوه، راه اصلاح انسان و بازداشت او از ارتكاب هرگونه جرم و فساد است.
ائمه نيز به راه پيامبران مىرفتند. آنان با تمام انواع و اشكال فساد با همين وسيله، به مبارزه برمىخاستند. امام رضا عليه السلام نيز همچون اجداد خود فرزندان مخلص امّت را در اين راه هدايت كرد و در راه خدا متحمّل هر گونه آزار و شكنجه شد.
او حكومت جاهليّتى را كه عبّاسيّان به نام اسلام بنيان نهاده بودند، مردود شناخت و آن را كلًا حكومتى غاصب، ستمگر و فاسد معرفى كرد.
وى با جريانهاى فكرى مخالف با اصول اسلامى به رويارويى برخاست و با استفاده از تعاليم آيين اسلام با فساد اخلاقى امّت به ستيز پرداخت.