هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٤١ - دوران امامت و رنجها
زودرس هارون در خراسان، پيش از آنكه اوضاع كشور سروسامان يابد، زودتر از انتظار آتش فتنه را برافروخت. همراهى نمودن و نزديك بودن مأمون با پدرش كه به اشاره فضل بن سهل تحقيق مىيافت نقش بارزى در فتنه ياد شده داشت.
امين، چه بسا به اشاره برخى از فرماندهان عبّاسى خود فوراً مأمون را خلع و پسرش را به عنوان وليعهد تعيين كرد. طبيعى بود كه اين عزل و نصب از سوى مأمون، مردود شمرده شود. خوددارى مأمون، امين را واداشت كه برخى از فرماندهان خود را براى دستگيرى مأمون روانهسازد تا وى را دستبسته به محضرش آورند.
برخى از سران سپاه مأمون، بويژه ايرانيان، مأمون را به سرپيچى از امين تشويق مىكردند. مأمون نيز سخنان آنان را پذيرفت و در نتيجه ميان دو برادر جنگى درگرفت كه سرانجام به خلع امين از مقام خلافت و به قدرت رسيدن مأمون انجاميد.
اين جنگ، نخستين نبرد ميان عبّاسيّان بود كه از بدترين جنگهاى داخلى مسلمانان به شمار مىآيد. اين جنگ اعتماد مردم را به نظام سياسى حاكم بر آنها متزلزل كرد و مخالفان را بر انقلاب و شورش عليه اين نظام تشويق كرد. در همين برهه است كه مىبينيم در گوشهاى از كشور مردم انقلاب كرده و حاكم را خلع مىكنند و با يكى از علويّان دست بيعت مىدهند.
مهمترين و بزرگترين اين انقلابها جنبش ابو السرايا در كوفه بود كه از سوى كسى به نام السرى بن منصور رهبرى مىشد. وى پرچم زعامت را براى يكى از فرزندان امام حسن مجتبى به نام محمّد بن ابراهيم بن اسماعيل به اهتزاز در آورده بود.
اين انقلاب فراگير شد و شعاع آن تا كوفه و واسط و بصره و حجاز و يمن امتداد يافت. سپاهيان بنى عبّاس به رويارويى با اين انقلاب پرداختند. نبردهاى