هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦١٠ - گذرى كوتاه به رويدادها
مىساخت. زيرا انقلابيون غالباً از دست يازيدن به محرّمات و لو اينكه پيروزى آنها هم منوط به همين محرّمات باشد، خود دارى مى ورزيدند در حالى كه ياران و هوا خواهان بنى اميّه از هيچ اقدامى كه به سلطه آنها كمك مىكرد و يا دشمنانشان را طعمه مرگ و نابودى مىساخت فرو گذار نمىكردند بنابر اين اگر گروهى باهمين شيوه به مبارزه با آنها برمىخواست، احتمال پيروزى دو طرف در اين نبرد برابر بود.
ابو مسلم در ميان منتسبان به نهضت نوين عبّاسى شخص منحصر به فردى نبود بلكه بيشتر رهبران اين نهضت نظير و هم طراز وى بودند آنان در راه رسيدن به سرورى و حكومت هيچ مانعى نمىشناختند و تمسّك به هر كارى را براى رفع موانع، روا و مجاز قلمداد مىكردند.
ابو مسلم از كوفه، مركز رهبرى نهضت، دستوراتى را دريافت كرد كه در يكى از قسمتهاى آن چنين آمده بود:
همانا تو مردى از ما، اهل بيت، هستى. وصيّت مرا حفظ كن. به اين قبيله از يمن توجّه داشته باش و با آنان همراه شو و از پس آنان مسكن بگير و ربيعه را در كارشان متّهم ساز، امّا در باره مضر بدان كه آنان نخستين دشمنان هستند، پس به هر كس مشكوك شدى او را بكش و اگر مىتوانى كارى كنى كه در خراسان كسى به عربى سخن نگويد، اين كار را انجام ده و هر جوانى كه (قامتش) به پنج وجب مىرسد و به او ظنين شدى به قتلش رسان و با اين پير مرد، سليمان بن كيد، مخالفت مكن و از فرمانش سر متاب و چون كار بر تو دشوار شد از طرف من تنها به او بسنده كن. والسلام.
ابو مسلم بخصوص احتياج به دريافت چنين اوامر و وصايايى نداشت، زيرا چنان كه گفته شد وى مردى بى نهايت خونريز بود. وى چه بسيار از رهبران مخالفان را به خانه خويش مهيمان كرد و آنگاه آنان را به خيانت كُشت و يا چه