هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٠ - اسلام در مصاف با يهود
٣- خيبر ... و دلاورى حضرت على
در سال هفتم هجرى با انعقاد پيمان صلح حديبيه، پيامبر در انديشه جنگ با يهوديان خيبر، كه فشار روانى بر مسلمانان وارد مىآوردند و برضد مسلمانان با دشمنان آنان همدست مىشدند، برآمد. وقتى نيروهاى اسلام به سوى يهوديان خيبر عزيمت كردند ديدند آنها هفت دژ بسيار بلند دارند. مسلمانان روزهاى متمادى دژهاى يهوديان را در محاصره خود گرفتند. با آن كه عرصه بر يهود تنگ آمده بود، امّا آنان همچنان به مقاومت خود ادامه مىدادند تا آنكه سپاه اسلام، به رهبرى امير المؤمنين على عليه السلام دژها را يكى پس از ديگرى گشود. همچنين آنحضرت شجاعترين پهلوان خيبر را كه «مرحب» نام داشت از پاى درآورد و در بزرگ اين دژ را كه چهل جنگاور از بلند كردن آن ناتوان بودند، يك تنه از جا كند و آن را تا مسافتى دور پرتاب كرد.
يهوديان بنى قريظه، نخست جزو همپيمانان اوس بودند. سپس با پيامبر پيمان بستند؛ ولى در جنگ خندق به صفوف كفار پيوستند. پس از آنكه جنگ خندق با پيروزى مسلمانان خاتمه يافت، پيامبر به لشگرش دستور داد تا به سوى بنى قريظه حركت كند.
سپاه اسلام، بنى قريظه را به مدت بيست و پنج روز در محاصره خود گرفتند. سپس امير المؤمنين عليه السلام دژهاى آنان را يكى پس از ديگرى بازگشود و در نتيجه يهوديان به حكم رسول خدا گردن نهادند.
پيامبر فرمود تا آنها را ببندند. برخى از افراد قبيله اوس نزد آنحضرت آمده به شفاعت از يهوديان پرداختند. آنحضرت فرمود: آيا دوست داريد مردى از ميان شما درباره ايشان داورى كند؟ گفتند: آرى. آنها نيز رئيس قبيله اوس، «سعد بن معاذ»، را برگزيدند. سعد نيز مطابق حكم تورات، كتاب مقدّس