هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٨٧ - ولادت و دوران زندگى امام سجّاد
بنده آزاد كردن امام نيز شيوهاى بسيار متمايز بود كه تاريخ آن را با شكوه و شگفتى روايت مىكند. ابن طاووس در كتاب «شهر رمضان» كه معروف به «اقبال الاعمال» است از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود: وقتى ماه رمضان فرا مىرسيد، على بن الحسين هيچ يك از غلامان و كنيزانش را توبيخ نمىكرد، و چنانچه بندهاى مرتكب خطا و گناه مىشد آن گناه را پيش خود يادداشت مىكرد كه فلان غلام اين گناه را در روز فلان انجام داد و يا فلان كنيز اين گناه را مرتكب شد. تا اينكه شب آخر ماه مبارك فرا مىرسيد، امام همه را به گرد خود جمع مىكرد و يادداشتهاى خود را بيرون مىآورد. سپس مىفرمود: فلانى تو چنين و چنان كردى امّا من تو را تاديب نكردم و آيا به خاطر مىآورى؟ بنده مىگفت: آرى به ياد دارم اى فرزند رسول خدا. امام به همين ترتيب تمام بندگانش را باز خواست مىكرد و از آنان اقرار مىگرفت، سپس خود در ميانشان مىايستاد و مىگفت: بانك بر آريد و بگوييد:
«اى على بن الحسين، پروردگارت تمام اعمال تو را گرد آورده همچنان كه تو تمام اعمال ما را گرد آوردهاى. نزد او كتابى است كه به حق بر تو سخن مىگويد و هيچ كوچك و بزرگى را فرو گذار نكرده، جز آنكه تمام آنها را گرد آورده است. و تو هر آنچه را كه كردهاى نزد او حاضر مىيابى چنان كه ما تمام آنچه را كه كردهايم نزد تو حاضر مىبينيم. پس عفو كن و بگذر تا خداوند تو را ببخشايد و از تو بگذرد. كه او مىفرمايد: پس ببخشاييد و چشم بپوشيد. آيا دوست نداريد كه خداوند (گناهانتان را) براى شما بيامرزد»؟! امام سجّاد عليه السلام اين سخنان را مىگفت و به آنان تلقين مىكرد و خدمتكارانش با آنحضرت همصدا مىشدند. امام در ميان آنان مىايستاد و مىگريست و مىگفت:
«پروردگارا! تو ما را فرمودى كه از كسانى كه به ما ستم كردهاند، بگذريم و ما كسانى را كه در حق ما ستم كرده بودند، بخشيديم چنان كه تو خود به ما فرموده بودى پس از ما بگذر