هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٨٠ - ويژگيهاى والاى اخلاقى
على احترام مىگذارد. پس به ابن عبّاس رو كرد و با تعجّب گفت: تو از اينان پيرترى آنگاه عنان مَركَبِشان را مىگيرى؟! ابن عبّاس بر وى نهيب زد و گفت: اى فرو مايه! مگر نمىدانى كه اينان كيستند؟ اين دو، فرزندان رسول خدايند. آيا اينان همان كسانى نيستند كه خداوند به واسطه آنها به من نعمت گرفتن عنان مركبشان را ارزانى داشته و در برابرشان فروتنى كنم؟!
٦- پيش از اين نيز گفته شد كه چون آنحضرت به عزم گزاردن حج با پاى پياده راهى مكّه مى شد، وقتى مردم وى را مىديدند از مركبهاى خود فرود مىآمدند و در كنار آنحضرت راه مىرفتند و تا وقتى وى راه خود را از آنان جدا نمىكرد، بر مركوبهاى خود سوار نمىشدند.
بخشنده و بزرگوار:
١- مردى نيازمند نزد آنحضرت آمد، امّا از حاضران خجالت مىكشيد كه نياز خود را با امام عليه السلام بازگو كند. امام به او فرمود: نيازت را بر كاغذى بنويس و آن را به ما بده. چون مرد نيازش را نوشت و امام آن را خواند، با تواضع تمام دو برابر آنچه را كه مرد طلب كرده بود، به وى بخشيد. برخى كه شاهد اين صحنه بودند، عرض كردند: اى فرزند رسول خدا! اين يادداشت چه پر بركت بود! امام حسن به آنان فرمود: بركت اين ورقه براى ما بيشتر است، زيرا خداوند ما را شايسته انجام كار نيك قرار داده است. آيا نمىدانيد كه كار خير آن است كه بدون درخواست انجام شود، امّا اگر پس از آن كه فرد نيازش را به تو باز گفت و توبدو چيزى بخشيدى در واقع بخشش تو در ازاى آبروى او بوده است و چه بسا او شب را در بسترش با بى تابى و نگرانى به صبح رسانده و در ميان بيم و اميد غوطه خورده است كه آيا فردا اندوهناك و شكست خورده بازش مىگردانند يا با خوشحالى و سرور؟ پس او به نزد تو مىآيد در حالى كه