هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٣٤ - بنياد پاك
بى نياز مىگشتند. به كسى كه به پيامبر صلى الله عليه و آله نزديك مىشد در حالى كه مردم از وى دورى مىگزيدند. با او نماز مىگزارد در زمانى كه مردم مشرك بودند و در ركاب رسول خدا جهاد مىكرد. در وقتى كه مردم از پيش روى آنحضرت مىگريختند، و با او به نبرد مىآمد در حالى كه ديگر مردمان از يارى وى باز مىايستادند. او پيامبر صلى الله عليه و آله را تصديق مىكرد در حالى كه ديگران وى را دروغگو مىشمردند. به او كه سابقه كسى در اسلام همسنگ سابقه او نيست
او اينك از شما يارى مىطلبد و به سوى حقّ فرا مىخواند و شما را فرمان مىدهد كه به سويش رهسپار شويد تا او را در برابر مردمى كه پيمانشان را با وى زير پا نهادهاند و ياران صالحش را كشته و عاملانش را مثله كرده و بيت المالش را به غارت بردهاند، حمايت و يارى كنيد. خداوند شما را مرحمت كند، به سوى او حركت كنيد. پس به معروف امر كنيد و از منكر جلوگيرى نماييد و در صحنهاى كه صالحان حاضر مىشوند، شما نيز حضور يابيد ...».
بدين سان قسمت نخست خطبه امام حسن پايان مىپذيرد. وى در آغاز اين خطبه نخست دستور صاحب حكومت (على عليه السلام) را از روى نامهاى كه امام بدو سپرده براى مردم مىخواند و سپس خود شخصيّت بر جسته خليفه را مورد شرح و توضيح قرار مىدهد تا بدين وسيله مردم خليفه را امين دين و دنياى خود قلمداد كنند. آنگاه به بررسى فتنه اصحاب جمل مىپردازد تا روح انسانى كه آنان را به دفاع از مقدّسات وامىدارد، برانگيزد و در پايان از بُعد دينى با آنان سخن مىراند و بدين ترتيب به كمال مقصود خويش دست مىيابد.
امام حسن عليه السلام پس از اين سخنرانى، خطبه ديگرى نيز ايراد كرد كه شور و حماسه در آن موج مىزد. وى طىّ اين خطبه مردم را به جهاد دعوت مىكرد و سرانجام در پس سخنرانيهاى آتشين وى، شمار بسيارى از كوفيان به قصد يارى اميرمؤمنان به گرد وى جمع شدند. نا گفته نماند كه به دنبال اين سخنرانيها