هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٨٣ - مبارزه با انحراف امّت
٣- از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به خانه فاطمه وارد شد. فاطمه را ديد كه لباسى از پشم شتر دربر كرده است و به دست خويش آرد مىكند و درهمان حال به فرزندش شير مىدهد. رسول خدا با ديدن اين منظره گريست و فرمود:
دخترم تلخى دنيا را به خاطر شيرينى آخرت بچش. فاطمه زهرا گفت: خداوند را براى نعمتهايى كه داده مىستايم و به خاطر دادههايش ثنا مىگويم. پس اين آيه فرود آمد:
وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى [١]؛ «و بزودى خداوند بتو ببخشد تا راضى شوى.»
٤- احمد بن حنبل در مسند روايت كرده است: كه رسول خدا هرگاه به مسافرت مىرفت، آخرين كسيكه با او وداع مىكرد، فاطمه بود، و چون از سفر برمىگشت نخستين كسى را كه مىديد دخترش فاطمه بود. پيامبر صلى الله عليه و آله از جنگى برگشت و طبق معمول به خانه فاطمه رفت، ديد كه پردهاى به در خانه آويختهاند، و دو النگوى نقره در دست حسن و حسين عليهما السلام است. آنحضرت از همانجا بازگشت و قدم به خانه ننهاد. فاطمه عليها السلام پنداشت كه پدر به خاطر ديدن پرده و النگوها به خانه آنها داخل نشده است. پس پرده را پايين آورد و النگوها را از دست بچهها بيرون كرد و آنها را قطعه قطعه كرد، بچهها گريستند. فاطمه آنها را ميانشان تقسيم كرد و درهمان حال كه آن دو مىگريستند به نزد پيامبر رفتند. پيامبر آن پارهها را از دست آنها گرفت و رو به ثوبان (آزاد شده رسول خدا و راوى همين حديث) كرد و فرمود:
اينها را نزد بنى فلان ببر، و براى فاطمه گردنبندى از عصب (دندان جانورى دريايى) و دو النگو از عاج بخر كه اينان خاندان منند و خوش ندارم كه روزى پاكشان را در زندگى دنيايشان بخورند.
[١] - سوره ضحى، آيه ٥.