هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٦٧ - شجره مبارك
پيامبر صلى الله عليه و آله به اتاق فاطمه رفت. فاطمه برخاست و رداى پيامبر را ستاند و كفشهايش را به در آورد و آب وضو براى آنحضرت مهيّا كرد و به دست خويش پاهايش را شُست و آنگاه بر جاى خود نشست، پيامبر به او فرمود: اى فاطمه؟ پاسخ داد: بلى چه فرمايشى دارى اى رسول خدا؟
پيامبر فرمود: على بن ابى طالب كسى است كه تو بخوبى از قرابت و فضيلت و اسلام او آگاهى دارى و من نيز از خداوند خواستهام كه تو را به همسرى بهترين و محبوبترين خلقش درآورد. او از تو خواستگارى كرده است. در اين باره چه نظرى دارى؟
فاطمه خاموش ماند امّا چهرهاش را برنگرداند و رسول خدا نيز در سيمايش نشان ناخرسندى نديد. پس برخاست و گفت: اللَّه اكبر. سكوت او دليل بر موافقت اوست.
پس جبرئيل عليه السلام به نزد آنحضرت آمد و گفت: اى محمّد، فاطمه را به همسرى على بن ابى طالب ده كه خداوند او را براى على بن ابى طالب پسنديده و على را نيز براى فاطمه.
على فرمود: آنگاه پيامبر فاطمه را بهازدواج من درآورد. و نزد من آمد و دستم را گرفت و فرمود: «برخيز به نام خدا و بگو:
عَلى بَرَكِةِ اللَّهِ وَما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ».
آنگاه مرا آورد و در كنار فاطمه نشانيد و فرمود:
«خدايا اين دو محبوبترين خلقِ تو در نزد منند پس آنان را دوست بدار و به فرزندانشان بركت ده و از سوى خود نگاهبانى برايشان بگمار و من اين دو و فرزندانشان را از شر شيطان رانده شده، در پناه تو مىگيرم» [١].
[١] - بحار الانوار، ج ٤٣، ص ٣١.