هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥٨ - شجره مبارك
بار اندوه مرگ مادر، همراه قهرمانيهاى او در دلش عجين مىگشت. خديجه براى او تنها يك مادر نبود بلكه او مادر فاطمه و مادر همه مردان و زنان با ايمان و مدافع حقّ بود و در راه دين با تمام تاب و توان خويش فداكارى مىكرد.
فاطمه در نخستين سالهاى حياتش با چنان امتحانات دشوارى روبرو شد كه در تاريخ، كمتر كسى را مىتوان از اين نظر با او همانند كرد.
فاطمه زهرا همگام با نهضت اسلامى رشد مىكرد و خود در قلب معركه بود. زيرا او دختر رهبر اين معركه، يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله، بود. بنابراين او نيز همگام با اين درگيرى حركت مىكرد و بر طبق معيارهاى آن مىزيست.
در زمانى كه فاطمه زهرا در مكّه مىزيست، تاريخ از رويدادها و حوادثى كه مستقيماً با فاطمه سر و كار داشته، سخنى به ميان نياورده است. امّا مطمئنيم كه زندگى وى در مكّه، بدون آزار و اذيّت سپرى نشده است. خودخواهى قريشيان كافر تا آن اندازه رسيده بود كه خانواده پيامبر را نيز مورد آزار و اذيّت قرار مىدهند همان گونه كه خانواده ديگر مسلمانان را شكنجه و اذيّت مىكردند.
بنابراين مىتوان به جرأت گفت كه آنحضرت نيز بارها و بارها از سوى قريش مورد آزار قرار گرفت و زندگىاش از حوادث ناگوار خالى نبوده است. بعلاوه اين آزارها كه مستقيماً خود او را مورد هدف قرار مىداده است بايد از آزارهايى كه غير مستقيم او را تحت فشار قرار مىداده نيز ياد كنيم. چرا كه هر صدمه و گزندى كه به پيامبر مىرسيد، تأثير بيشترى در جان فاطمه مىنهاد.
هنگامى كه خانه پيامبر صلى الله عليه و آله به محاصره درآمده و كفار مىخواستند حضرتش را به قتل رسانند، فاطمه ناظر بر اين ماجرا بود.
همچنين هنگامى كه پيامبر به سوى مدينه مهاجرت كرد، فاطمه ناظر بر اين جدايى بود و تلخى فراق را به خوبى احساس مىكرد و نيز هنگامى كه امام على