هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٥ - على عليه السلام و دوران امامت
چهرههاى ظاهرى جنگ جمل، خود را از چشمها پنهان مى داشتند. و با خود مى گفتند:
اگر اينان در اين جنگ به پيروزى دست يابند، همان امتيازاتى كه در عهد خلافت عثمان از آنها برخوردار بوديم باز هم از آنها برخوردار خواهيم شد، امّا اگر اينان در اين جنگ شكست بخورند ما به يك تير دو نشان زده ايم. زيرا از يك طرف از سوى مهاجران و انصارى كه براى خلافت دل بسته اند و هر يك ديگرى را براى خلافت تأييد مى كند، آسوده خاطر مى شويم و از طرف ديگر هيبت آنان در ميان مسلمانان فرو مى ريزد و مردم آنها را كسانى مى پندارند كه در پى برآورده ساختن مصالح و منافع شخصى خويشند.
بدين ترتيب مى توانيم علّت همگامى حزب اموى را در كنار طلحه و زبير و عايشه كه از شديدترين تحريك كنندگان مردم بر ضدّ عثمان و مقدّم داشتن بنى اميّه در حكومت و ثروت توسّط او به شمار مى آمدند، تفسير كنيم.
مردم با شگفتى مىپرسيدند آيا جنگ طلبان آهنگ بصره را كردهاند ومىخواهند انتقام خون عثمان را از بصريان بگيرند و به خاطر عثمان با آنها بجنگند؟!
طبرى به سند خود از مغيرة بن اخنس روايت كرده است كه گفت: سعيد بن عاص، در ذات العرق با مروان بن حكم و يارانش رو برو شد و از آنان پرسيد: به كجا مى رويد در حالى كه خون بهاى شما بر شتران سوارند. (ابن اثير گويد: منظور وى عايشه و طلحه و زبير بود). اينان را بكشيد و آنگاه به خانه هايتان باز گرديد و يكديگر را به قتل نرسانيد. امّا مروان و يارانش پاسخ دادند: ما مىرويم تا شايد همه قاتلان عثمان را بكشيم. [١]
شايد اينان در پايان سخنانشان اشاره كرده باشند كه هدف آنها از اين حركت
[١] - في رحاب أئمّة اهل البيت، ص ٢٢.