هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٧ - توطئه بنى اميّه
مىدارى پس گروهى از گرگان عرب بر تو هجوم آورده و تو را در بسترت به قتل مىرسانند.
به خدا اگر من چنين كنم تو نيز چنان خواهى كرد و اگر تو اين كنى كه من گفتم آنان هم با تو چنان رفتار كنند. آنگاه موهاى جلوى پيشانى عثمان را به دست گرفت و به وى گفت:
هرگاه چنين اتفاقى افتاد آنگاه سخن مرا به ياد آر. [١]
يكى از مورّخان، اوضاع حاكم بر جامعه اسلامى درعهد خلافت عثمان را چنين توصيف مىكند: عثمان بنى اميّه را برگرده مردم سوار كرد و ولايت را به دست آنان، سپرد و زمينهايى را كه از راه خراج به دست حكومت افتاده بود، تحت تصرّف آنها قرار داد. در زمان خلافت عثمان، سرزمين ارمنستان به تصرّف مسلمانان درآمد و عثمان خمس آن سرزمين را گرفت و تمام آن را به مروان بخشيد.
روزى عبداللَّه بن خالد بن اسيد، از عثمان حلّهاى- جامهاى- خواستار شد امّا عثمان به جاى آن چهارصد هزار درهم به وى بخشيد و خلافت خود را با بازگرداندن «حكم بن ابى العاص» و فرزندان و خانوادهاش به مدينه، پس از آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را از آن شهر بيرون رانده بود، آغاز كرد. حال آنكه رسول خدا هرگز شفاعت كسى را درباره آنان نپذيرفته بود چنان كه ابوبكر و عمر هم از برگرداندن آنان به مدينه و پذيرش ميانجيگرى شفاعتگران درباره آن، سرباز زده بودند.
مسلمانان اين عمل عثمان را به شدّت محكوم كردند امّا عثمان به اعتراض آنان وقعى ننهاد و پس از چندى حَكَم را مأمور گرفتن وجوهاتى به نام قضاعه كه مبلغى حدود سيصدهزار درهم بود گردانيد، و تمام آن صدقات را به خود حَكَم بخشيد!
[١] - سيرة الأئمّة الاثنى عشر، ص ٣٨٠.