هدايتگران راه نور - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٦ - امام على دربرابر دشواريها
پاييد كه تو آنچه را كه دارى از دست خواهى داد و به سوى پروردگارت مىروى و او تو را از آنچه كردهاى، مىپرسد و «پروردگارت نسبت به بندگان، ستمگر نيست».
آنگاه خزيمة بن ثابت از جا برخاست و گفت: اى مردم! آيا نمىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله گواهى مرا به تنهايى پذيرفت و ديگرى را براى دادن گواهى در كنار من قرار نداد؟
گفتند: چرا مىدانيم. گفت: پس گواهى مىدهم از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود:
«اهل بيت من حق و باطل را از هم جدا مىسازند و اينانند پيشوايانى كه بديشان اقتدا مىشود». من آنچه را كه مىدانستم، گفتم و جز رساندن پيغام مسؤليتى ديگرى نداشتم.
سپس ابوالهيثم فرزند تيهان از جا برخاست و گفت: من نيز گواهى مىدهم كه پيامبر صلى الله عليه و آله على را در روز غدير خم بلند كرد. انصار گفتند: پيامبر، على را جز براى خلافت تعيين نكرد و برخى ديگر نيز گفتند: على را معرفى نكرد مگر براى آنكه مردم بدانند كه او مولاى كسى است كه رسول خدا (ص) مولاى اوست. بحث و گفتگو در اين باره بسيار شد. پس ما برخى از افراد خود را به سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله روانه كرديم تا از وى در اين باره پرسش كنند. پيامبر به آنان پاسخ داد: بديشان بگوييد:
«على پس از من، راهبر مؤمنان و خيرخواهترين مردم براى امّت من است. من بدانچه نزدم بود گواهى دادم پس هركس خواهد، ايمان آورد و هركس خواهد ناسپاسى ورزد و همانا ديدار ما روز قيامت خواهد بود».
سپس سهل بن حنيف برخاست. نخست حمد و ثناى خداوند را آغاز كرد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرستاد و آنگاه گفت: اى جماعت قريش! گواه باشيد من شهادت مىدهم كه رسول خدا را درهمين مكان يعنى روضه ديدم درحالى كه