شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٩ - ٧٥٥٦ لم تره سبحانه العقول فتخبر عنه بل كان تعالى قبل الواصفين به له
پس خلق كرده ايشان را از براى انس گرفتن بايشان و دفع آن وحشت، و كار نفرموده ايشان را باوامر و نواهى كه فرموده از براى منفعتى كه برسد باو از آنها، بلكه خلق نكرده ايشان را مگر از براى اين كه عبادت كنند و أمر نفرموده ايشان را بعبادت مگر از براى منفعت ايشان و رسيدن بسبب آن بمراتب عاليه، پس آنچه مقتضاى كرم وجود است از آن جانب بعمل آمده و هرگاه بعضى اطاعت نكنند و مستحق عذاب و عقاب گردند بسبب تقصير ايشانست و قدحى در حسن ايجاد ايشان نمىكند چنانكه در موضع خود توضيح و تفصيل كلام در آن شده[١].
٧٥٥٥ لم يخل الله سبحانه عباده من حجة لازمة او محجة قائمة.
خالى نگذاشته خدا بندگان خود را از حجتى لازم يا محجتى قائم، يعنى برپا ايستاده، و «حجت» بمعنى برهانست، و «محجه» بمعنى جاده راه و وسط آنست، و مراد اينست كه حق تعالى هرگز خالى نگذاشته بندگان خود را از حجتى لازم، يعنى از پيغمبر يا امامى كه تمام كند حجت خدا را بر ايشان و لازم شود بر ايشان اطاعت و انقياد، و همچنين از راه واضحى از براى نجات و رستگارى كه ثابت باشد و تغيير و تبديلى در آن نرود تا اين كه هر كه اطاعت و فرمانبردارى كند بمراتب عاليه رسد، و هر كه نكند عذرى نباشد از براى او كه دليل و راهنمايى نداشتم يا اين كه راه را نمىدانستم.
٧٥٥٦ لم تره سبحانه العقول فتخبر عنه بل كان تعالى قبل الواصفين به له.
نديدهاند خداى سبحانه را عقلها پس خبر دهند از او بلكه بود حق تعالى اول وصفكنندگان او، يعنى عقلها نديدهاند او را و نرسيدهاند بكنه او تا اين كه توانند خبر داد از او، يعنى از وصف و چگونگى او بلكه حق تعالى اول خود
.
[١] - مولوى در اين باره نيكو سروده:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|