شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٢٦ - ٩٠٣٤ من لم يعرف نفسه بعد عن سبيل النجاة، و خبط فى الضلال و الجهالات
آنرا بر خداى سبحانه، و بريده شود از او بسوى آن و بگردد بنده آن.
٩٠٣١ من أعطى فى الله، و منع فى الله، و أحب فى الله، و أبغض فى الله فقد استكمل الايمان.
هر كه عطا كند در راه خدا، و منع كند در راه خدا، و دوست دارد در راه خدا، و دشمن دارد در راه خدا، پس بتحقيق كه كامل گردانيده ايمان را.
٩٠٣٢ من بدأ بالعطية من[١] غير طلب، و أكمل المعروف من غير امتنان فقد أكمل الاحسان.
هر كه ابتدا كند بخيرى كه عطا كند بى اين كه از او بطلبند، و كامل گرداند دهش را بىمنت گذاشتن، پس بتحقيق كه كامل گردانيده احسان را.
٩٠٣٣ من شغل نفسه بغير نفسه تحير فى الظلمات و ارتبك فى الهلكات.
هر كه مشغول سازد نفس خود را بغير نفس خود، حيران گردد در تاريكيها و گرفتار گردد در هلاكتها، يعنى هر كه مشغول سازد نفس خود را بامرى كه مانع شود او را از رسيدن بأحوال نفس خود و كامل گردانيدن آن بعلم و عمل حيران گردد در تاريكيهاى گمراهى و جهالت كه شايعست استعاره تاريكى از براى آنها يا تاريكى قبر و منازل جهنم.
٩٠٣٤ من لم يعرف نفسه بعد عن سبيل النجاة، و خبط فى الضلال و الجهالات.
هر كه نشناسد نفس خود را دور گردد از راه رستگارى، و بيندازد خود را در گمراهى و نادانيها، ظاهر اينست كه مراد به «نشناختن نفس خود» در اينجا اينست كه قدر و پايه خود را نداند و از حد خود تجاوز كند بطغيان و سركشى
[١] - اين كلمه در نسخه شارح( ره):« فى» ضبط شده است در صورتى كه در هر دو نسخه چاپى« من» است كما فى المتن، و اسلوب عبارت نيز مؤيد آنست.